
پسرجواني از آشنايان در حال درد و دل بود و حكايت تنهايي اش را مي گفت و از مجرد بودنش مي ناليد . ازش كاغذ خواستم و برايش قطعه اي نوشتم كه نمي دانم سراينده اوليه اش كه بود ولي مي دانم كه كسي كه سالها پيش آنرا برايم نوشت در اثر فشار اقتصادي كه زندگي مشترك بر دوشهاي نحيف و حساسش گذاشت بينايي اش را يك شبه از دست داد !
يه آدم تنها بود
يعني اينجوري مي گفتن…
عاشق شد
…
از تنهايي مرد
باور كن !


10 دیدگاه
خوراک دیدگاههای این نوشته
مارس 16, 2008 در 7:49 ق.ظ.
کاوه گیــــــلانی (لابدان)
درود
چند روز پیش یکی از دوستان پیامکی داده بود که به تنهایی ربط داشت:
روزگار را نمی فهمم
من تورا دوست می دارم
تو دیگری را …
دیگری را…
و همه ما تنهاییم!
مثل همیشه کوتاه وتاثیر گذار نوشتی خانم محتشمی، خسته نباشی.
بدرود
مارس 16, 2008 در 7:50 ق.ظ.
کاوه گیــــــلانی (لابدان)
اون خط سوم میشه دیگری مرا!
ببخشید جا موند
مارس 16, 2008 در 8:12 ق.ظ.
mary
چه تلخ
مارس 16, 2008 در 12:09 ب.ظ.
رنجبر
مرسي از نظر لطف شما درباره وبلاگ من.وبلاگ خوبي داريد مخصوصا كلمات كليدي كه در آغاز هر نوشته مي آيد.
مارس 16, 2008 در 2:24 ب.ظ.
touraj
تنهائی دلیلی بر ای ر سیدن به عشق نیست
عشق خود آزاد است
در د اصلی این است که فکر می کنیم با بو دن یک اسم در شناسنامه دیگر تنها نیستیم
مارس 16, 2008 در 4:17 ب.ظ.
DESERTER
مبتذل ترین حالت تقبیح زندگی مشترک بود و بچه گانه ترین حالت دفاع از تجرد !
مارس 16, 2008 در 5:34 ب.ظ.
باران
زیبا بود!
مارس 17, 2008 در 5:17 ق.ظ.
نعمت الله کاظمی فرامرزی
«تنهایی» یک احساس است ، نه یک واقعیت! گاهی اوقات در تنهایی خویش هیچ احساس تنهایی نمی کنیم ؛ زمانی که تنهای تنها شاهد موفقیت تیم ، گروه ویا … از طریق رسانه های گروهی هستیم و یا دل به معشوقی سپردیم که نزد ما نیست و گاه در یک جمع هزار نفری احساس تنهایی می کنیم . یک شخص در آخرین لحظات زندگی اش در بین همه اقوام و فامیل ها چه احساسی دارد . او واقعا تنهاست ؛ چون هیچ کس مانند او نیست؛ او می خواهد برود و بقیه فقط او را نظاره می کنند!یک محکوم به اعدام در ملاء عام چقدر تنهاست !!! و یک فرد که به خاطر آرمانش در نبرد ،یا عملیات انتحاری و یا جوخه آتش شربت شهادت می نوشد، هرگز احساس تنهایی نمی کند.یک مومن واقعی در هر دینی هرگز تنها نیست!
خانم محتشمی!
بی صبرانه منتظر» انسان شناسی کاربردی» هستیم!
نوامبر 22, 2008 در 9:12 ق.ظ.
باران
سلام وبتون واقعا جالب و منحصربه مفرده خوشحال ميشم به منم يه سري بزني
دسامبر 1, 2011 در 9:38 ب.ظ.
بدون عنوان | * ارزومنديم هميشه بيك باشيد* (سايتي كاملا ساده ومرتب)
[...] حکایت تنهایی [...]