
شايد صحبت درباره قشري كه از وسايل حمل و نقل عمومي استفاده مي كنند بالاخص اتوبوس ، بحثي تكراري باشد اما نكته اي كه براي من جالب بود اين است كه از نگاهي ديگر مي توان اينطور ديد كه چه قشري هستند كه ماشينهاي معمولي با اقساط دراز مدت مي خرند ؟
اينها همانهايي هستند كه براي ايجاد تفاوت بين خودشان و قشر غالبي كه مجبورند اتوبوس سوار شوند ، مي خواهند فاصله اجتماعي ايجاد كنند . فاصله اي كه از نظر رواني باعث شود كه احساس كنند ديگر مجبور به استفاده از اتوبوس نيستند حتي با وجوديكه فقط چند روز در هفته بتوانند از خودرو شخصي شان استفاده كنند ! و اينجا جايي است كه كارخانه هاي اتومبيل سازي و ليزينگها وارد عمل مي شوند و كاري مي كنند كه حتي با دو ميليون تومان هم صاحب اتومبيل شويد و براي تمام سالهاي آتي اقساط آنرا پرداخت كنيد !
من خودم از همه جور وسيله اي استفاده مي كنم براي اينكه مشاهداتم محدود به يك طبقه خاص نشود و چيزي كه ديروز ديدم و تحت تاثيرقرارم داد و اين پست را نوشتم اين بود كه در يكي از اتوبوسهاي پولي ، خانمي كه ظاهر مندرسي داشت بين راه سوار شد و آهي كشيد و زير لب بدون آنكه كسي را مخاطب قرار دهد گفت :
سه تا اتوبوس پولي اومد ولي يكي بليطي هم نيومد ! مجبور شدم سوار شم !!!


20 comments
Comments feed for this article
فوریه 25, 2008 روی 5:19 ق.ظ
کمال
کارمندانی که با حقوق بخور نمیر برای سفرهای خارج شهرشان کمری می خرند هم در این دسته اند؟
ببخشيد من تا به حال همچين پديده اي را نديدم ! حتما آنها كه مي فرماييد در ظاهر كارمند هستند و يا در جايي كار مي كنند كه حقوقهاي زيرميزي شان خيلي از روميزي بيشتر است !!!
فوریه 25, 2008 روی 8:10 ق.ظ
نعمت الله کاظمی فرامرزی
افرادی که با وام های با بهره زیاد و با زدن لز نون شبشان خودروی شخصی ،اون هم بالاتر از پراید و آردی، می خرند که گاه هفته ای یه بار هم سوارش نمی شوند ، که غالب کارمندان از این دسته اند ، نمی خواهند بین خودشان و افراد طبقات پایین فاصله بیاندازند. بلکه این خصوصیت تکنولوژی است که قدرت مقاومت در برابرش را از افراد سلب می کند و حالت “خودفربهی” داردو “خود مختار” به پیش می رود .اگر دیروز، ماشین و یخچال و ماشین ظرفشویی نداشتیم ، شرایط زندگی به گونه ای بود که اینها را ضروری نمی ساخت. امروز غذاها از نوعی شدند که باید فریزر داشت. ظرف ها و مواد شوینده از نوعی شدند که باید ماشین ظرفشویی داشت و زندگی به گونه ای شد که باید خودرو شخصی داشت ولو اگر ماهی یک بار سوار آن شد.مثلا تا 10 سال قبل ما هیچکدام از دوستان خودرو شخصی نداشتیم و یا یکی دو نفر ما داشت .بنابراین در تفریحات و مسافرت ها یک مینی بوس کرایه می کردیم و به مسافرت می رفتیم . ولی امروز همه ماشین دارند و اگر من نداشته باشم ، یا باید با خانواده ام یدک چند نفر از آنها شوم و یا قید مسافرت با دوستان را بزنم.
پس این قدرت تکنولوژی است که ما را اسیر خود ساخته است و انسان مغلوب محصول تاریخی خویش شد!!!
جناب آقاي كاظمي
موردي كه شما فرموديد هم مي تواند نوعي نگاه به قضيه باشد اما به نظر من حتي اگر اتفاق واقعي تكنولوژي زدگي باشد باز هم عاملي كه فرد هنگام انجام عمل در ذهن خود دارد ايجاد نوعي افتراق با اقشار ضعيف جامعه است و يا همگام بودن با افراد مرفه و تفاخر به داشته هايي كه حتي اگر به درد مصرف روزانه شان هم نخورد به درد نشان دادن به سايرين كه مي خورد!!!
فوریه 25, 2008 روی 8:51 ق.ظ
رضا عظیمی
خوب که این مسئله یک جامعه خاص نیست..هر چند درایران فرهنگ تظاهر قدمتی طولانی داره اما به هر حال همه جا این مسئله دیده میشه…کافیه برید میلان ایتالیا تا ببینید بعضی ها ماه هفته ها کار می کنند و حتی از غذای خود می زنند تا بتونن لباس مد جدید یکی از مارک های معروف رو اون هم فقط برای مدتی کوتاه به تن کنند صرفا برای اینکه بقیه ببینند که اون ها از اون مارک یا فروشگاه خاص خرید کردند. اگه خوب به رفتار خودمون دقت کنیم می بینیم در تک تک ماها رگه هایی از این رفتار دیده میشه و اگه بخوایم رک با شیم با خودمون باید بگیم اگه قرار بود فقط برای بدست آوردن چیزهایی که واقعا لازم داریم زحمت بکشیم و کار کنیم مسلما زندگی ای بسیار ساده تر از این می داشتیم. خیلی ساده تر .
ضمنا یه چیز دیگه هم یادتون نره، الان دیگه ماشین دار بودن خیلی نشانه فاصله داشتن با طبقه ضعیف نیست..بلکه الان کسی بدش نمیاد که بگه ماشین نداره و در عوض برای هرکاری از موسسات کرایه و آزانس ها استفاده می کنه.
فوریه 25, 2008 روی 9:16 ق.ظ
gajamoo
سال75 پالایشگاه بندرعباس کار می کردم و ماهی 200 هزارتومن حقوق ماهیانه ام بود،خواستم دوچرخه ای برای دخترم بخرم،به مغازه ای رفتم که در اون مغازه خانم جوانی هم می خواست از همون دوچرخه ای که مد نظرم بود،بخره.قیمت دوچرخه 2500 بود و اون خانم با اون صاحب مغازه سر ندادن 50 تومن با اصرار چونه می زد و عوض اینکه به مغازه دار اعتراض کنم ” جوونی بود و هزاران عیب ” به اون خانم محترم گفتم، آخه 50 تومن هم پولیه که شما سر اون دارید چونه می زنید و من 2500 رو دادم و بدون زدن چون اومدم بیرون.
4 سال از این ماجرا گذشت و روزی رسید که 50 تومن ناقابل توی جیب نداشتم که باهاش نون بخرم و سر سفره خونواده ام بذارم.
خانم محتشمی عزیز :
الان می فهم که اون خانمی که برای بچه اش می خواست دوچرخه بخره و این خانمی که شما در اتوبوس دیدید و منتظر اتوبوس بلیطی بود و آخرش هم نیومد،دردشون چیه، و خوشحالم که بیشتر اوقات با خط 11 رفت و آمد می کنم و اگر مسیرها طولانی بود با اتوبوس و یا مترو.
هیچوقت دنبال لیزینگ و امثال اینجور چیزا نرفتم و نخواهم رفت،داشتم می خرم ،نداشتم ” مث الان ” نظاره می کنم و به صاحبانشون در دل مبارک باد می گویم.
ممنون که با این پست به نوعی به من یادآوری کردید که تو مملکت ما کسانی هم هستند به نون شب خود محتاج.
موفق تر از همیشه باشی
فوریه 25, 2008 روی 11:19 ق.ظ
mehrankarzari
سلام من مخالفم در یک کلان شهر و یک اقتصاد پویا دادن سوبسید به این صورت معنی نداشته و تنها باعث ایجاد تورم می شود
فوریه 25, 2008 روی 12:54 ب.ظ
کاوه گیــــــلانی (لابدان)
درود
مثل اینکه باز هم بحث داره از دید مردم شناسی خارج میشه!
مورد این که بعضی ها دوست دارند تفاوت قائل بشند موافقم ولی خوب چه کار میشه کرد؟!
آقای کاظمی توضیحات کاملی دادند،می تونم بگم بزرگترین دلیلی که اشاره نشد چشم و هم چشمی بود که بیشتر هم در این مسئله خانم ها دخیل هستند.
بدرود
فوریه 26, 2008 روی 5:18 ق.ظ
سفیر
نکته خوبی گفتی و واقعا فرهنگ مردم ما از هم پاشیدس. ترمیم اون از هر جا شروع بشه به بن بست میرسه چون راهبری نمیشه.
فوریه 26, 2008 روی 7:49 ق.ظ
پونی
زیر بار قرض آدم خواب راحت نداره
و اگه زیاد هم بهش فشار بیاد سکته میزنه
بی خوابی به سرطان منجر میشه و سکته به سکته
تازه من ازین قشر که تا صبح در کابوس خط افتادن روی همای سعادت و شترشرافتشون هستند متنفرم !
فوریه 26, 2008 روی 8:30 ق.ظ
کاوه گیــــــلانی (لابدان)
درود
مطلبی نوشتم در باره من و دوستان وردپرسی که امیدوارم وقت داشته باشین سربزنین .
بدرود
فوریه 26, 2008 روی 9:04 ق.ظ
hamid givi
واللا ما نه قصد پز دادن داريم نه ايجاد فاصله طبقاتی و …
فقط يک حس عجيبی داريم که ميخواهيم آويزان کسی نباشيم . دلمان ميخواهد اگر شش ماه يکبار ميرويم به ننه بزرگمان سر بزنيم ؛ زن و بچه مان اسير خيابان و آژانس و اتوبوس نباشند . خدا کند که همه مردم هم بتوانند مثل ما تا بوق سگ کار کنند که در عوض يک لگن بخرند که شش ماه يکبار سوارش شوند.
به اقتضای شغلم ؛ حساب کرده ام اگر يک نفر از همين حضرات که شما ميفرماييد ؛ همه استفاده هايي را که از ماشين شخصی اش ميبرد ؛ با آژانس و اتومبيل کرايه دربستی به انجام برساند ؛ جمع هزينه های آژانس و کرايه و .. در سال ؛ خيلی کمتر از هزينه های ساليانه سوخت و لاستيک و بيمه و روغن و عوارض و تعمير و نگهداری خودرو شخصی ميشود.
امـــــــــــــــــــا ميماند يک مساله .
اينجوری آدم آويزان نيست . اين حس نفرت از آويزانی ( آويزووونی ) است که من را هم به جرگه همين مستضعفين ماشين دار کشانده است .
فوریه 26, 2008 روی 10:21 ق.ظ
تورج عاطف
خانم محتشمی عزیز
درد آن ز ن پر غصه اندکی از غمنامه مملکت پر گو هر ما است چرا باید یک ایرانی این گو نه مستاصل باشد؟ جو ابی را نمی تو ان یافت اما در مو رد اتو مو بیل و دلیل فاصله طبقاتی باید عر ض کنم مفاهیم عوض شده است امروز بزرگترین آر مان ایرانی در دو جمله خلاصه می شود
خو اهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو
و با سیلی صو رت خو د را سرخ نگاه داشتن ا
افسوس
فوریه 26, 2008 روی 12:35 ب.ظ
Endless Love
حقیقت تلخ این دوران. فقر و فساد مالی.
فوریه 26, 2008 روی 12:42 ب.ظ
Endless Love
بلکه این خصوصیت تکنولوژی است که قدرت مقاومت در برابرش را از افراد سلب می کند و حالت “خودفربهی” داردو “خود مختار” به پیش می رود
این خصوصیت تکنولوژی است یا خصوصیت درونی انسان هاست؟
انسان ها هستند که این خصوصیات را در درون پرورش می دهند.
وابستگی به تکنولوژی
افراد دارا حسی در افراد ندار ایجاد می کنند که هرکس از تکنولوژِ استفاده نکند ضرر خواهد نمود.
آیا زندگی در جنکل بدون هیچ امکاناتی سخت تر از زندگی در تهران با این همه مشکلات است؟
یکی از مشکلات ما وابستگی به تکنولوژی بر اساس باور های ایجاد شده است که به نوعی افرادی که از تکنولوژی استفاده می کنند ایجاد می کند .
فوریه 26, 2008 روی 12:45 ب.ظ
Endless Love
منظور از دارا و ندار همان استفاده کننده از یک تکنولوژی و فردی که از تکنولوژی استفاده نمی کند بود.
منظور توان مالی نیست به هیچ عنوان.
منظور ایجاد نگرش نیاز 100 درصد به تکنولوژی بود.
فوریه 26, 2008 روی 12:47 ب.ظ
Endless Love
مروز غذاها از نوعی شدند که باید فریزر داشت
این ما هستیم که از غذاهایی استفاده باید بکنیم، وابستگی ما به غذاهای اینچنین ، غذا که انسان را مجبور به مصرف نکرده است این انتخاب و نیاز و وابستگی بیش از حد ماست.
فوریه 26, 2008 روی 12:55 ب.ظ
Endless Love
ا 10 سال قبل ما هیچکدام از دوستان خودرو شخصی نداشتیم و یا یکی دو نفر ما داشت .بنابراین در تفریحات و مسافرت ها یک مینی بوس کرایه می کردیم و به مسافرت می رفتیم . ولی امروز همه ماشین دارند و اگر من نداشته باشم ، یا باید با خانواده ام یدک چند نفر از آنها شوم و یا قید مسافرت با دوستان را بزنم.
پس این قدرت تکنولوژی است که ما را اسیر خود ساخته است و انسان مغلوب محصول تاریخی خویش شد!!!
علت اصلی همیشه مخفی می شود از سوی افرادی که باید درآمد خود را داشته باشند مثلاً صاحبان کارخانه،
علت اصلی انواع صفت های منفی در درون ما انسان هاست.
تکنولوژی مخلوق انسان است. هیچ گاه بر انسان اراده ای نخواهد داشت.
این اراده دیگر انسان ها در تمام نقاط جهان و حتی در کشور خودمان است که جهان سوم باید از فرهنگی غیر صحیح و در نتیجه غیر انسانی پیروی کند.
ارزش ها در جامعه ایران مادی است.
افرادی که از ارزش های مادی برخوردارند به افراد دیگر اجازه نمی دهند از این ارزش ها جدا شوند.
یک فرد در یک ماشین 80 میلیونی بعد از یک مدتی لذت رو از دست می دهد و در یک حالت نه تماماً یکی از لذت ها مقایسه خود با دیگران و احساس خرسندی است.
اگر افراد دیگر از این صحنه رقابت خارج شوند او تنها می ماند و در نتیجه در تلاشی پنهان سعی می کند ارزش های خود را به جامعه تهمیل کند، تعداد این افراد؟ همه ما انسان ها در صورت پیروی از قانون فعلی دنیا، یعنی وجود بیش از حد ارزش های مادی.
این رویداد در تمام جهان موجود می باشد تنها در ایران در اوج خود و در تهران در اوج ایران. به امید روزی که تمام انسان ها در آرامش زندگی کنند.
شرمنده از زیاده گویی و ضعف در ادبیات و نگارش و رعایت نکردن دستور زبان
موفق باشید.
فوریه 26, 2008 روی 1:01 ب.ظ
Endless Love
دوست عزیز، آقا فرامرزی.
تمام صحبت ها و دلیل ها به نوعی درست است اما تنها حقیقت یک چیز است و کل مسائل رو در بر می گیرد، دلیلی که بنده آوردم یک مرحلیه شاید از دلیل شما صحیح تر باشد اما حقیقت فرای این دلیل می باشد که تنها بر خود خداوند حقیقت مطلق آشکار و مشخص می باشد.
فوریه 26, 2008 روی 2:08 ب.ظ
yasaman
متاسفم…
فوریه 26, 2008 روی 5:15 ب.ظ
نعمت الله کاظمی فرامرزی
امروزه این قدرت تکنولوژی (رسانه های گروهی) است که افرادی را از صدر به زیر می کشاند و افرادی را از زیر به صدر می برد. اگر نگاهی به زندگی خود کنیم ، می توانیم ببینیم چقدر مقهور و مسحور این مخلوق لجام گسیخته بشر هستیم. برنامه زندگی ات با حرکت اتوبوس ، پرواز هواپیما، فیلم سینمایی تلویزیون و… تنظیم می شود.
ایده آلی و آرمانی فکر کردن یک چیز است و واقعیت چیز دیگر. من و تو حتی یک ماه بدون توجه به تکنولوژی نمی توانیم زندگی کنیم. بانک به تو پول نمی دهد…. به دلیل لغو پرواز هواپیما، جلسه شما در آن استان بهم خورد…واگر می توانی یک هفته دوشاخه تلویزیون و فریزر را بکش و روزنامه نخوان!!!! و به فرزندت اجازه استفاده از تکنولوژی موجود را نده…. ببین چه اتفاقی می افتد…. برنامه عزاداری و مداحی به دلیل قطع برق و خراب شدن سیستم صوتی برگزار نشد…..و اکنون من برای پاسخ دادن به شما در اینترنت از آخرین اتوبوس واحد باز ماندم!!!
دیگر دوستان نیز می توانند نظر خود را در خصوص غالب یا مغلوب بودن تکنولوژی و قدرت آن بیان فرمایند.منتظر نظرات شما هستیم.
در فرصتی مناسب در خصوص قدرت تکنولوژی در وبلاگ خودم یا وبلاگ خانم محتشمی توضیح خواهم داد.
پایدار باشید!
آوریل 21, 2008 روی 9:16 ق.ظ
طهراني
بسيار جالب بود
خيلي از مطالب وبلاگت رو خوندم.
يكي از ديگري بهتر.
با اجازه شما مي خواهم به وبلاگ خودم لينك بدهم .
خوشحال مي شوم اگر شما هم به من سري بزنيد.