من خرافاتي نيستم و مراسم علم كشي اصلا خرافه نيست بلكه يك آئين كهن ايراني است كه بعد از ورود اسلام به ايران و آميخته شدنش با سنتهاي بومي و ميهني با كمي تغييرتداوم يافت و باقي ماند و از ديدگاه مردم شناسي جايگاه خيلي خاصي دارد .
درباره علم تحقيقات زيادي شده و نظريات زيادي هم وجود دارد ولي معتبرترين آنها قدمت علم را به زمان زرتشت نسبت مي دهد كه درواقع شكل علامت را همراه با آدمي كه زير آن ايستاده و دستهايش را به طرفين باز كرده مانند تصوير اهورامزداي بالدار مي داند و در واقع انسان زير علم تبديل به انسان بالدار مي شود . در آن زمان نه براي امام حسين بلكه در عزاي مرگ سياوش علم بلند مي كردند و آنرا سووشون نيز مي گفتند . حتي حيوانات روي علم هر كدام معناي خاص خود را دارد و نماد يك چيز است مثلا اژدهايي كه روي اكثر علمها ديده مي شود نماد خشكسالي و مبارزه با آن است و همچنين ساير حيوانات هر كدام نماد خاصي هستند و چون از پستهاي بلند بيزارم توضيح بيشتري نمي دهم و فقط مي گويم كه خود مراسم علم كشي آداب و آئيني دارد كه آن نيز از ديدگاه مردم شناختي حائز اهميت فراوان است و روي آن مطالعه شده است .
پس به من حق بدهيد كه جاي خالي علم را احساس كنم و آنرا دوست داشته باشم !


17 comments
Comments feed for this article
ژانویه 21, 2008 روی 7:24 ق.ظ
یک فتحی
درست است که علم یک نماد آیینی ارزشمند است ولی الان به چیزی برای خودنمایی تبدیل شده! اگر عزاداری امام حسین می کنیم باید نشانه های خودنمایی را از خودمان دور کنیم. اگر می خواهیم خودنمایی کنیم باید این کار را در زمانی غیر از عاشورا و تاسوعا بکنیم تا به ان مراسم ضرری نرسد.
منم دوست دارم که توی مراسم یک علمی هم کشیده بشود ولی از این ناراحتم که توی علم کشی یک مراسمی هم گرفته بشود. فکر کنم شما هم هم عقیده هستید.
راسنی مهرنوش جان
همانطور که می دونید شما توی لینک دونی من هستید. ولی متاسفانه چون فیدتان را ندارم نمی توانم وبلاگ شما را هر روز بخوانم. اگر ممکن است. فید ذهن خاکستری را در آدرس زیر ثبت کنید:
فید وبلاگت را به من تقدیم کن!
http://1fathi.wordpress.com/2008/01/21/present-your-feed
ممنون
ژانویه 21, 2008 روی 8:46 ق.ظ
رضا عظیمی
شما مشاور ها مخصوصا اگه چهار تا کتاب بیشتر از کتاب های درسی دانشگاهتون خونده باشید یه مشکل خیلی بزرگ دارین، البته لاینحل نیست ها ولی بزرگه ..و اون اینکه فکر می کنید از مخاطبتون که اغلب مریض فرضش می کنید خیلی بیشتر حالیتونه ! مشکل دومتون اینه که فکر می کنید برای حل هر مسئله ای باید صو پنجاه ساعت حرف زد و گفتگو کرد و معمولا سریع و صریح حرفتون رو نمی زنید..احتمالا به خاطر اینکه طرف مجبور شه شونصد بار بیاد پیشتون و هر بار ویزیت بده …
خیلی از این دسته بندی ها که تو کتابای روانشناسی نوشتن مفت گرونه حالا چون شما مجبور بودین واسه پاس کردن درسه هموشونو از بر کنید دلیل نمیشه که خیلی معتبر باشند. قبل از اینکه اون خریت رو انجام بدم از انواع روش های خودکشی تحقیق کرده بودم، که هر کدوم درصد موفقیتشون چقدره، چه جور دردی داره و چه جوری تموم میشه… من خیلی راحت می تونستم یه اسپری بی حس کننده گیر بیارم و نصفشو خالی کنم رو مچ دست چپم که به قلب نزدیک تره و بعد با دست راستم رگشو بزنم … کوچکترین دردی نداره و در کمترین زمان ممکن کارو تموم می کنه… اما همینجوریش که قرص خوردم و مدت زمان عملکردش طولانی تره مامانم داشت دق می کرد ..تو فکر می کنی اگه جنازه منو با یه اتاق دوازده متری پر از خون می دید چه اتفاقی واسش می افتاد؟ مطمئن باش ملاحظه کردن این چیزارو تو کتاباتون ننوشتن ، شعور خاک خورده شما هم به این چیزا قد نمیده مسلما
شما مريضا هم همتون مثل هميد و ما رو از اين دريچه ميبينيد ! (شوخي بود البته اگر متوجه بشي شوخي يعني چي ) بعد هم اينكه اگر دربار هخودكشي دقيق تر مطالعه مي كردي راهي بدون درد و بي برگشت پيدا مي كردي و حتي مي تونستي از خودم كمك بخواي كه خيلي زيبا و شاعرانه مادرت پيدات كنه البته فكر كنم كه نوشته بودي برادرت پيدات كرد و بعد هم اينكه من فقط خواستم كمكت كنم و از هر كس ويزيت مي گرفتم جرئت نداشتم از شما بگيرم .
ژانویه 21, 2008 روی 4:32 ب.ظ
آناهیتا
میخواستم نظر بدم بالایی رو خوندم همه چیز یادم رفت!!
ژانویه 21, 2008 روی 4:41 ب.ظ
رضا عظیمی
من نمی دونستم به گا رفتن زندگی خیلی ها رو دیدی و تجربت زیاده وگرنه حتما ازت می پرسیدم..تازه فراهم کردن همه جور شرایط تو خونه ما ممکن نیست.
امرزو رفتم پیش اون خانوم، ده تومن پیاده شدیم..چهارشنبه هم باید برم..میگه وضعت بحرانیه…چهارشنبه قراره تست شخصیت بگیره. بعدشم هفته ای یه بار….
ممنون که می خواستی بم کمک کنی…دوست ندارم کسی واسم کار مفتی انجام بده. یا پولشو دارم و بش می دم یا ندارم و بی خیالش می شم..
ژانویه 21, 2008 روی 9:44 ب.ظ
شیخ الشیوخ نادرالدین شاه
خانم محتشمی عزیز
حال که موضوع علم به اینجا کشید بگذارید دو نمونه از علم کش های معروف اصفهان را که نماد ملی مذهبی !! در صف عاشورا بلند میکردند معرفی کنم
ک ی از خلاف درجه یک اصفهان
و د ذ ( چندی پیش در یک درگیری مسلحانه کشته شد ) از خلاف های درجه دو اصفهان
این دو دوست عزیز ! سنگین ترین علم های ممکن را در ده روز محرم بلند می کردند و تا جای ممکن در رابطه با این موضوع کل می انداختند!
لازم به ذکر اگر در یک خیابان دسته ی این دو به هم برخورد می کرد نوچه هاشان با یک دیگر برخورد فیزکی هم داشتند
تنها کل اینها با هم در وزن علم نبود بلکه در شکل و شمایل و تزیینات علم هم بود و …
.
حال تاریحخچه علم هر چه می خواهد باشد
به نظر شما آیا وجود این علم در خیابان ها لازم است؟
اينكه هر رسمي آسيب شناسي خودش را دارد واضح است ولي نبايد به علت اينكه افرادي سعي دارند هر چيزي را تبديل به راهي براي پوززني كنند اصل يك رسم و آئين را زير سوال برد
ژانویه 22, 2008 روی 11:37 ق.ظ
labdan
سلام خانم محتشمی
ببخشید ولی باید عرض کنم که در فرهنگ پارسی مرده بازی نداریم آنچه اهمیت دارد خرد، اندیشه، انسان، و جان است . تمام این بگیرو ببند ها از زمان صفویان رواج پیدا کرد با تاسف … در ضمن علم واژه ای عربی بوده و در پارسی درفش گفته می شودو در ضمن متشکرم که به لابدان سر می زنید.
با سپاس کاوه گیـــــــلانی
ژانویه 22, 2008 روی 3:12 ب.ظ
شكلات تلخ
كاش در مورد نمادها كامل توضيح مي دادي.
ژانویه 22, 2008 روی 3:35 ب.ظ
بهاره
سلام مهرنوش جان
خوبي؟
مثل هميشه جالب و آموختني بود… راستش من هميشه وقتي علم و علمدار و ميديم يه حس عجيبي بهم دست ميداد از اون عجيب تر حسي بود كه موقع سلام دادن علمها به همديگه و يا موقع سلام دادن به مسجد بهم دست ميداد يه جورايي انگار روحم ميخواست از كالبد بزنه بيرون… خيلي شور و حال عجيبي بود….ولي متاسفانه از اونجاييكه همه چي تو اين دوره و زمونه شده ابزاري براي خودنمايي، اين اواخر علم هم شده بود يك ابزار براي خودنمايي يك عده…. ولي ممنوع كردن علم از بيخ و بن نمي دونم چي بگم … ماشالا دولت آقاي احمديه ديگه… دولت گل و بلبل است درست عين مملكتش…مي تونستند حمل علم و رو شونه يك علمدار ممنوع كنن بجاش از اين چرخها كه بعضي از هياتها استفاده ميكنن براي حمل علم استفاده كنن….چه ميشه كرد فعلا زور و قدرت دستشونه و مي تازونن ولي خبر ندارند كه دائما اينسان نباشد چرخ گردون…
شاد باشي و سربلند دوستم.
در پناه حق.
ژانویه 22, 2008 روی 4:08 ب.ظ
تورج عاطف
خانم محتشمی عزیز
نمی دانم چرا بعضی ها فر صت دار ند که بسیار بنگارند و بنویسند ولی حاضر نیستند که لحظه ای بخوانند من تا آنجا که متوجه شدم منظور شما خو د علم و ز یبائی های آن بوده و نه علم کشی و استفاده های خرافی که می شو د در مو ر د سووشون باید بگو یم که سیاووش در توران ز مین کشته شد و چو ن از جای مقبر ه او دسترسی نبو د به یاد او در فش نظیر درفش کاو یانی داشته اند که بعدها با آمدن زرتشت که در زمان گشتاسب آمد این معانی را آن درفش پیدا کر د و نماد فروهر را به آن داده اند چو ن اصولا سیاووش و مر گ او سالهای بسیار قبل از ظهور زرتشت بوده است علم را دوست دار م اما نه علم کشی را و فکر می کنم منظور شما هم این بوده است اگر به در ستی متوجه شده باشم
با سپاس
از توضيحات خوبتون متشكرم ! آقاي عاطف مثل هميشه شما كاملا حرفم را درك كرديد ! باز هم ممنونم!
ژانویه 22, 2008 روی 7:43 ب.ظ
رضا
خانوم محتشمي و آقاي عاتف ، ميشه لطفا منابعتون رو هم ذکر کنين ؟ من با يکي از دوستانم صحبت ميكردم ، اون ميگفت که بدون شواهد محکم اينجور استدلالها رو نميشه قبول کرد .
من به نظرم حرف شما منطقی میرسه . اگه منابع مستدل وجود داشته باشه ، در بحثها با قدرت بیشتری میشه شرکت کرد .
ژانویه 22, 2008 روی 8:03 ب.ظ
شبستان
اگر منظورتون همونی بود که آقای عاصف گفتند که خیلی بد منظورتون رو گفتید! پس من با شما موافقم. یعنی: علم را دوست دار م اما نه علم کشی را
لطفا نظر سلما و جواب من رو هم بخونید تا یکوقت اشتباهی منظورم رو نگرفته باشید. ممنون!
ژانویه 22, 2008 روی 8:24 ب.ظ
gajamoo
سلام دوست عزیز.
در صورت امکان اطلاع دهید.
باز این وبلاگی مزخرف سروکله اش پیدا شد.
لطفاً در صورت امکان این لینک و کامنت را حذف کنید.
متشکرم.
http://iran4u.wordpress.com
ژانویه 23, 2008 روی 5:30 ق.ظ
مهران
درود بر شما
از اینکه علم را تشبیه به نماد فروهر کردید خوشنود نیستم بهتر بود انرآ چلیپای (صلیب) وارون می دید…
آرمی را که زرتشتیان نماد خود قرار داده اند اهورا مزدا نیست و خداوند در کیش آریایی نا دیدنی و بدون تصویر است.
فروهر نمادی برگرفته از چم (ترجمه) نامش است، فروَهر به چم نیروی پیش برنده به سمت نیکی است درواقع نیروی که خداوند در نهاد مردمان قرار داده تا به سمت نیکی و کمال پیشرفت نمایند و آن نماد کاملا مفهوم را می رساند.
پیرمرد وسط نماد، نشان از پیری، که پیری نشان از خرد و تجربه است.
بال های سه طبقه که نماد پندار نیک، گفتار نیک و کردارنیک هستند که این سه خصلت نیک هر فردی را به سوی کمال یه پرواز در می آورد.
دستان پیرمرد یکی نشان مهر به دست دارد که نماد وفای به عهد و پیمان است و راست گویی و دست دیگر به اسمان بلند که انسان باید بلند نگر باشد و نمادی برای سنای خداوند.
حلقه کمر نماد دنیاست که هر چه کنی به خودت بر می گردد و در جهان دو راه بیشتر نیست راه خیر و راستی و دیگری کژی و نا راستی.
دامن سه طبقه نماد پندار بد، گفتار بد و کردار بد است که انسان پیر و خردمند آنها را به زیر پا گذاشته وبا پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک به سوی کمال و رسایی پیش می رود.
برخوردار باشید از تندرستی و رسایی
مهرنوش: متشكرم از توضيحات كامل و جامعتون ! فقط كاش ادرس وبلاگتون را هم ميذاشتيد كه بتونم بهتون سر بزنم !؟
ژانویه 23, 2008 روی 2:37 ب.ظ
تورج عاطف
دوست عزیزی در مو رد منابع از من پر سیدند
باید عرض کنم در فش کاویانی نخستین بار در زمان فریدو ن بزرگ پاد شاه ایران در جنگ برعلیه ضحاک استفاده شد و بعد از او این در فش بعنو ان سنبل در دست پهلوانانی چو ن طوس قرار داشت در داستان رستم و سهراب می خو انیم که هر پهلوان ایرانی در فشی مخصوص خو د با طرح و ر نگ خویش داشت و از آنجا سهراب نتوانست بداند در فش و خیمه سبز رنگ متعلق به رستم هست آن فاجعه پیش آمد در هنگام باز گشت کیخسرو در پی یک اشتباه طوس اعلام می کند که بخاطر تنبیه باید درفش کاو یانی از او گر فته شودو…
منبع اصلی من شاهنامه است
ژانویه 25, 2008 روی 10:03 ق.ظ
touraj
در مورد درفش که در عر بی به آن علم یا نشانه می گو یند باید ذکر کنم که در تار یخ ایران و حتی در اساطیر همواره در فش بوده است که نشانی از آن سردار و اردو گاه آن را می داده است در شاهنامه می خو انیم که
درفش پیل نشان مال طوس
درفش اژدهای هفت سر متعلق به رستم
درفش خورشید متعلق به فریبرز پسر کیکاووس
درفش گرگ متعلق به گیو
درفش گاومیش متعلق به فرهاد
..بوده است این کامن را در ازای پرسش دوستی به نام رضا عرض کر دم که متاسفانه دسترسی به ایشان نداشتم از این رو از خانم محتشمی عزیز عذر می خواهم که این گونه این ماجرای درفش(علم) را ادامه دادم چو ن به ایشان حق می دهم که درفش و نه علم کشی را دوست داشته باشند
با سپاس
فوریه 5, 2008 روی 4:46 ب.ظ
کامران
ممنون از اینکه مطلبو خوندید ولی فلسفه علم کشی با این چیزی که الان میبینیم خیلی فرق میکنه انشا الله در این باره مطلبی مینویسم ولی توصیه میکنم کتاب شیعه دکتر شریعتیو مطالعه کنید بازهم با راهنماییتون منو راهنمایی کنید
دوست عزيز ! اين كتاب را سالها پيش خواندم و باز هم خواهم خواند و از نظرتان متشكرم
آوریل 13, 2008 روی 8:01 ق.ظ
sara
salam man saram mishe age axi az alam ha darin va moharam va ashora bezarin man daneshjoye gerafikam payannamam namadhaye ashorye mmnonam age komakam koninnnnnnnnnnnnnnnnnnn