
از بچگي عاشق اين بودم كه علمها را ببينم ، نقش و نگارشان و حيوانات روي آن را خيلي دوست داشتم ولي از آنها مهمتر كسي بود كه زير علم مي رفت . او در نظرم يك قهرمان تمام عيار بود !كسي كه آنقدر قويست كه علامت را بلند مي كند و شيفته سلام دادن علم و چرخيدن آن بودم !آن هيبت و شكوه علم و پرهاي رنگينش و صداي پر ابهت طبل كه هر خفته اي را بيدار مي كند و …
اما حيف كه امسال محرم در سوز و سرما كمرنگ بود و حتي ظهر عاشورا هم علمي نديدم . فكر نمي كردم كه سيستم دولتي بتواند از حضور علمها جلوگيري كند . مگر عاشورا بي علم هم مي تواند وجود داشته باشد ؟!
پ.ن: عكس از خودمه و مال محرم 2 سال پيشه !


19 comments
Comments feed for this article
ژانویه 20, 2008 روی 7:42 ق.ظ
رضا عظیمی
سیستم دولتی این یکی رو خوب اومد ..به این یکی گیر نده… خوبه چند ده میلیون بدن یه یه مشت آهن پاره؟ مهرنوش و خرافات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واه ..واه ..واه..خدا بدورررررررررر
الان دارم وبلاگتو مي خونم اين هيچ ربطي به خرافات نداره چون رسمي آئينيو ايراني است و نه حتي اسلامي
ژانویه 20, 2008 روی 7:51 ق.ظ
Mohammad Mohtashami
سلام!
چه تصادفی!
آخه فامیلی ما تقریبا کمیابه.
من محمد محتشمی هستم.
گاهی می نویسم.
یه وبسایت شخصی هم دارم که تازه باز کردم.
خوشحال میشم بهم سر بزنین و نظرتون رو در باره ی تبادل لینک بهم بگین.
راستی اگه خواستی نظر بدی یا باید عضو سایت بشی.
یا نظری که میدین اسمتون رو به همراه آدرس سایتتون هم بنویسین تا نظر بی نام و نشان نباشه.
آخه سایت من فیلی واسه نوشتن اینجور چیزا نداره.
منتظرم.
ژانویه 20, 2008 روی 8:45 ق.ظ
رضا عظیمی
ترکیب کشنده ای انتخاب نکردم؟ از کجا انقدر مطمئنی؟ دیکلوفناک کلیه ها رو از کار مینداخت و ایبوپروفن معده رو سوراخ می کرد…دکتره گفت اگه نیم ساعت یا یک ساعت دیر می اومدی خونریزی داخلی می کردی و بعدش بای بای…بدشانسیم این بود حدس زدن کجا باشم و حدسشون درست بود و اومدن سراغم…. برو آمار کارمو به کوچه باغ بده ، اون بهتر میدونه
با شمایل اون خانم مشکلی ندارم ، با شمایل هیچ کس هیچ مشکلی ندارم…همینجوری واسه طنز توصیفش کردم
توضيحش زياده گفتم كه بايد حرف بزنيم ! درباره تركيبات هم بعدا بهت توضيح مي دم و اگر ناراحت نميشي توي تقسيم بندي انواع خودكشي خوردن قرص روش زنانه محسوب مي شود .
ژانویه 20, 2008 روی 1:05 ب.ظ
آتوسا
به نظر من هم همون بهتر که ممنوع شد. یعنی چی آخه؟ میدونی چه فشاری به همون قهرمان وارد میشه زیر علم؟
و اینکه ببخشیندا ولی به این رضا عظیمی نمیخواد زیاد توضیح بدی. سابقه ش خرابه. خونش میافته گردنت ها! گفته باشم.
ژانویه 20, 2008 روی 2:32 ب.ظ
touraj
عاشورا بدون علم تصور می شود کر د ؟ نمی دانم چه گونه عاشورائی را می تو ان تصور کر د تصور دکتر شریعتی عزیز را برایتان می نویسم” چگونه کسانی که خو د در زیر ظلم زندگی می کنند می تنوانند برای امام حسین عذاداری کنند؟” به پاکستان و عراق و… بنگرید؟ در این میان نبو د علم چندان اهمیتی ندارد باز هم متشکرم
ژانویه 20, 2008 روی 3:49 ب.ظ
Mr\'James
جالبه !
ولی من بر عکس تو در کودکی از علم وحشت داشتم برام خوف داشت وقتی دسته رد می شد با اینکه برام به نوعی جالب بود ولی یک ترسی هم تو وجودم داشتم ، به نظر محرم بی علم هم میشه زمانیکه به اصل مطلب فکر نه به ظاهر ،تو بلاگم گفتم
موفق باشی
ژانویه 20, 2008 روی 4:15 ب.ظ
تراموا
دقیقا نقش علم در عزاداری چیه؟
ژانویه 20, 2008 روی 5:12 ب.ظ
شریف
مساله سر دین نیست حتی قید آزادی رو هم زدیم مساله اینه که از سنت زرتشتی که چیزی نمونده سنت صوفی گری و عرفان و دوران طلایی ادبیمان هم که به مذاق اینها خوش نمیآد امید داریم لا اقل سنت سیصد ساله شیعمون برامون بمونه تا دلمون خوش باشه جلو اینم میگیرن.
هر سال چارراه سیروس سوم امام که میشد از همه تهران علامتا جمع میشدن یک جا این یک سنت قشنگه اصلا کی گفته سنت بده چار تا تیکه آهن که چیزی از کسی کم نمیکنه منتهی ما عادت کردیم بگیم سنت بده. عقده ضد سنت گرفتیم متاسفانه.
ممنونم که داغمان را تازه کردید.
ژانویه 20, 2008 روی 7:32 ب.ظ
gajamoo
هیچوقت عرضه و جرات بلند کردن چنین عَلَم هایی رو نداشنم، اما همیشه واسه اونی که زیرش می رفت و بلندش می کرد و می چرخوند، دعا می کردم یه وقت باهاش زمین نخوره.
بذار این دوست بازیافت شده مون هی بگه : مهرنوش و خرافات؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دیگه نمیدونه دعای همین خرافاتی ها بود که الان زنده است.
موفق تر باشی
ژانویه 20, 2008 روی 9:01 ب.ظ
شبستان
من هم موافق نیستم. دین معنویه نه فیزیکی. دین، اگر هم باشه، در روح آدم باید باشه نه در زور آدم.
ژانویه 20, 2008 روی 9:04 ب.ظ
شبستان
به جناب شریف: اگر آقایون سنتگرا نبودن که وضعمون اینطوری نبود! یه عده از این شیوخ رو زمان محمد فریز کردن الان دوباره درآوردن.
ژانویه 20, 2008 روی 9:38 ب.ظ
پونی
ما این کفتر دار ها و آهنی ها رو بهش میگیم طوغ
علم اون درازا رو میگیم یا پرچم های گنده رو
اینجا بود
میدونی کار به چشم و همچشمی کشیده میشه
و اینکه شبیه صلیبه
و یا انسان بر صلیب
یا انسان خالی!
من نظر خاصی ندارم راجع به بودن یا نباید بودن آن
قبول دارم كه هر رسمي آسيبهاي خاص خوش را دارد مثلا حمل علمهايي كه واقعا ازتوانايي انسان عادي خارج است آن هم به قول شما براي چشم و هم چشمي و يا استفاده از مواد نيروزا براي بالا بردن قدرت بدن براي حمل علم
ژانویه 20, 2008 روی 10:13 ب.ظ
mamamahmoud
من که عاشق دیدن علم و دسته بودم. سالیانی میشه که دیگه ندیدم.
راستی مگه منو نمیدیدی که نوشتنی از دیدنت خوشحالم!؟ بعد هم سن که از سی گذشت با یه بچه دیگه حس جوونی کم کم محو میشه. شاید هم من خیلی زود پیر شدم! شاد باشی
ژانویه 20, 2008 روی 11:29 ب.ظ
شیخ الشیوخ
یه پست نوشتم در سه قسمت که از پست کردنش منصرف شدم
یکیش مربوط بود به بلند کردن یه علم دویست سیصد کیلویی در یک روستای کوچیک شهر کرد بود
اگه شما علم بلند کردن اونا را دیده بودی هیچ وقت دوست نداشتی علم بلند کردن دیگران را ببینی
چرا که اون علم باعث شده بود یک سال یه کودک بی هیچ دلیلی کشته بشه ( خرده بود توی سرش ) و کمر چندین جوان هر ساله معیوب!
از معدود کارهای مثبت دولت همین ممنوع کردن علمه
اما مطمئنن راه به جایی نمی بره
حتما با خبر شدی با وجود تدابیر شدید امنیتی توی همین اصفهان ما 6000 آدم ابله قمه زدن و خیلی ها زنجیر تیغ دار و …
به نظر من هیچ فرقی بین علم بلند کردن و قمه زدن نیست
قمه زدن بله ! هيچ عقل سليمي نمي گه كه خون راه بندازي ! اما اين با علم فرق داره و خيلي هم فرق داره و اينكه كودكي كشته شده و شما ناراحت شديد را درك مي كنم اما انگار بگوييم چون در مسابقه فوتبال چند تماشاچي زير دست و پا له شدند پس فوتبال را تعطيل كنيم !! !
ژانویه 20, 2008 روی 11:30 ب.ظ
شیخ الشیوخ
اما اگر تمایل به دیدن علم های زیبا دارید
با آقای امینی که تشریف آوردید اصفهان خبرم کنید تا شما را به دیدن اون علم ها ببرم
حتما حتما !چرا كه نه ! فقط آقاي اميني كيه ؟
ژانویه 21, 2008 روی 12:22 ق.ظ
علیرضا حسینی
شاید بهتر بود استفاده از طبل را ممنوع میکردند. به نظر من کافیه که عَلَمها و پرچمها باشن، و مراسم هم دعای زیارت عاشورا و بحث پیرامون انگیزههای امام حسین (علیه السلام) باشه.
ژانویه 21, 2008 روی 5:39 ق.ظ
زيتون
چون مطالعا ت شما حوزه زنان است مزاحم ميشم از روزنه شناختمتون
هنرزن (۲۶) باقرآن درصحنه
عشق یعنی حاجی بیت الحرام دل بریدن ها وحج ناتمام
«با قرآن درصحنه»
با
«حسين ازصحرا»
قرآن ثقل اكبر، حسين ثقل اصغرتا كوثر؛جائی كه انشاءالله جام برمی گيرند وآب می نوشيم
«آب»1منتظرماست بيا، تا، برويم!
براساس تحقيقات ايموتو آب شعور دارد! رفتن ما را درك میكند!
بيائيد به كرانه های بين النحرين برويم ، دجله وفرات!
بيائيد به آب بزنيم ودراقيانوس قرآن ودريای عترت شنا كنيم !
حسين حج را نيمه تمام گذاشت وازصحرای عرفات به منطقه آب ، نينوا ، به كربلا رفت!
گيج نباشيم !پشت چراغ به دست پليس بنگريم !
ژانویه 21, 2008 روی 9:29 ق.ظ
کمال
اینجا که فرقی نکرده بود، هم عاشورا هم تاسوعا علم کشی می کردن
ژانویه 21, 2008 روی 11:15 ق.ظ
پونی
یادم رفت بگم علمها رو اینجا گذاشته بودن رو سه پایه چرخدار و حمل میکردن
اینجوری بهتره
نه سیخ میسوزه نه کباب
علم ها وقتی میرسن به جلوی مسجد خم میشن و سلام میدن!