
داستاني واقعي ، ساده و تكان دهنده ! يك نقص ژنتيكي كه باعث مي شود فرزندان پسري كه با اين نقص به دنيا مي آيند فاقد هر گونه قواي ايمني باشند و در برابر هيچ نوع ميكروبي مقاومت نكنند به نام SKID. اين كودكان بيش از چند ماه زنده نمي ماندند ولي در سال 1971 در ايالت تگزاس ، وقتي مادري كه يك دختر داشت و پسرش را در اثر اين بيماري از دست داده بود دوباره تصميم مي گيرد كه باردار شود دكتري به او اطمينان مي دهد كه اگر هنگام زايمان اتاق كاملا استريل باشد و نوزاد پس از به دنيا آمدن به حبابي استريل منتقل شود مي تواند در برابر ميكروبها محافظت شود و بعد هم با پيوند استخوان خواهرش زنده بماند !
تا اينجا همه چيز درست است ولي انها يك چيز را محاسبه نكردند و آن هم اينكه اگر پيوند برقرار نمي شد چه ؟ و اين اتفاق هم افتاد ! يعني خواهرش نتوانست دهنده مغز استخوان باشد و حالا مسئله اين بود كه چه كار كنند ؟ او را در حباب زنده نگاه دارند و يا بيرون بياورند تا بميرد ؟
آنها اميدوارانه به پيشرفت علم پزشكي دل بستند و او را زنده نگاه داشتند و اين پسر به نام ديويد تا 12 سالگي زنده ماند در حاليكه هرگز نتوانست طعم در آغوش كشيده شدن و يا حتي لمس يك انسان ديگررا و حتي نفس كشيدن در هواي آزاد را بچشد ! زندگي اين پسر در مستند پزشكي شبكه چهار پخش شد و بسيار فوق العاده بود !
من بعد از اين مستند فقط به اين فكر كردم كه فارغ از اينكه چه داريم و نداريم وكجاي اين دنيا هستيم و چه كاره هستيم و…نفس اينكه زنده هستيم و نفس مي كشيم و حيات داريم براي اينكه همه عمر شكرگذار باشيم كافيست !


15 comments
Comments feed for this article
ژانویه 11, 2008 روی 10:39 ق.ظ
کوچه باغ
واقعاً تکان دهنده بود!
ژانویه 11, 2008 روی 11:28 ق.ظ
آناهیتا
وای خدای من
باور نکردنیه
چطور تا 12 سالگی
قسمت جالبش همين بود ديگه ! اينكه به زور و با اميد تا 12 سالگي اونو تو حباب نگه داشتن ولي آخراش ديگه كاملا افسرده شده بود چون متوجه تفاوت خودش با سايرين شده بود ! راستي خانوم افتخار دادين نظر دادين ! خوشحالمون كردين ! …
ژانویه 11, 2008 روی 1:05 ب.ظ
تورج عاطف
ما شکر نکر دیم و نکر دیم
ما در خو اب خو د نهفتیم و نهفتیم
بسیار جالب بو د
ژانویه 11, 2008 روی 1:35 ب.ظ
gajamoo
موفق تر باشی
ژانویه 11, 2008 روی 8:15 ب.ظ
آناهیتا
اختیار دارید
من که همیشه مطالبتونو می خونم و تا جایی که بتونم کامنت هم می گذارم
بعضی وقت ها هم به خاطر اینکه یه جوری بگم من هنوز خواننده هستم مجبورم یک کامنت همینجوری بنویسم!!
شادباشید / توی لینک های دلیشیز هم ثبت کردم این مطلبتون رو
ژانویه 12, 2008 روی 9:39 ق.ظ
کمال
من هم این برنامه رو دیدم ( البته اواخرش رو) خیلی برام جالب بود مخصوصا فعالیت های علمی که در این باره صورت گرفته بود باورنکردنی بود
ژانویه 12, 2008 روی 11:41 ق.ظ
labdan
سلام دوست عزیز
ما همه در حباب خود ساخته زندگی می کنیم …
من ساکن شهر بارانم (برفی) ببخشید که جواب میل رو ندادم ، اینجا بحرانیه .
ژانویه 12, 2008 روی 1:56 ب.ظ
شیخ الشیوخ
شکر میکنیم
اما افسوس شکری است با شکایت!
ژانویه 13, 2008 روی 4:15 ب.ظ
كيوان
سلام.آره من تو بيابون كار ميكنم.
ژانویه 13, 2008 روی 6:30 ب.ظ
Atousa
Nafahmidam! yani alan zendast? bache ke boodam dastanesho toye majale Danestaniha khoondeh boodam.
تا 12 سالگي زنده ماند و بعد مرد !
ژانویه 31, 2008 روی 8:35 ق.ظ
چشم غمگین
مغزم سوت کشید!
فوریه 13, 2008 روی 7:50 ق.ظ
جواد
salam
آگوست 25, 2008 روی 8:14 ب.ظ
payman
yek eslah e koochik:SCID doroste na skid(severe combined immunodeficiency)
فوریه 25, 2009 روی 6:56 ب.ظ
حمزه عالمی
سلام
هر کی فکر می کند که بزرگترین مشکلات دنیا را دارد ولی اگر اطراف را ببینیم درست تر قضاوت می کنیم .
آوریل 15, 2009 روی 8:09 ق.ظ
koko
خدايا شكرت واقعا شكرت براي همه چيز شكرت خايا خيلي خيلي شكرت