مترو

مشاهدات اعجاب انگيز من در مترو منحصر به خيل دختران كبريت فروش در فروشگاه زيرزميني نمي شود بلكه هر روز پديده اي جديدتر و عجيب تر مي بينم ! مشاهده روز گذشته من زني بود كه در مترو دست فروشي مي كرد و نمي دانم چه شد كه ناگهان سر درددلش باز شد و خيلي سريع قصه پر غصه زندگيش را براي زنهايي كه دوره اش كرده بودند ، گفت . گفت كه روي پاي خودش ايستاده و كار مي كند و افتخار هم مي كند كه خرج خودش و دختر معلولش را در مي آورد كه سالهاست گوشه خانه افتاده و بايد او را كول كند و به دستشويي گوشه حياط ببرد و مستاجر است و بيوه و…

در اين فكر بودم كه از او اسمي و يا آدرسي بگيرم تا از طريق ارگانهايي كه مي شناسم معرفي اش كنم تا تحت پوشش قرار بگيرد كه…

كه عكس دختر معلولش را كه قاب گرفته بود از داخل ساكش در آورد و به زنها نشان داد و گفت كه دست به دست كنند و ببينند و اينكه اين دختر خيلي معصوم است و نفسش حق است و تا به حال خيلي از خانمها در مترو برايش نذر كرده اند و حاجت گرفته اند و بعد مرتب برايش نذر مي كنند و پولش را به مادرش مي دهند تا خرج او كند و…

ديگر جلو نرفتم ! خدا را شكر كردم كه مترو هم صاحب امامزاده شد و ديگر در قطار زيرزميني هم مي توان نذر كرد و حاجت گرفت !!!