بچه داري

خود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي،اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند.
وقتي اين مقاله را خواندم فكركردم كه چقدر از آدمهايي كه دور و برمان هستند حاصل يكي از روشهاي زير است !؟
انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد:

1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.

2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.

3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.

4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.

5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.

6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.

7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.

8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.

9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.

10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.

11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.

12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي محض. و عدم رضايت از خود.

13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.

14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.

15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.

16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.

17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.

18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.

19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.

20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.

يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.

21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.

22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.

23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.