شما در حال مرور بایگانی ماهانهٔ دسامبر 2007 هستید.

خود خـواهـي عـامل اصلي در بـچـه دار شدن اكثر قريب به اتـفـاق مردم ميبــاشد. مادر و پدر شدن كار بسيار آساني اسـت امــا پدري كردن و مـادري كـردن كـاري بـس دشـوار.شما مي بايسـت از مـال، دانـش و بـلـوغ جســمي،اجتماعي و هيجاني كافي برخوردار باشيد تا بتوانيد نيازهاي فرزند خود را از لحاظ مادي، معنوي و فكري تامين كنيد. اما عملا خلاف اين قاعده عمل ميگردد بطوري كه افرادي كه هيچ گونه صلاحيت پرورش كودك را ندارند تعداد فرزندانشان بيشتر از سايرين است! و كساني كه توانايي و صلاحيت بچه دار شدن را دارا ميباشند تمايلي به داشتن فرزند از خود نشان نميدهند.
وقتي اين مقاله را خواندم فكركردم كه چقدر از آدمهايي كه دور و برمان هستند حاصل يكي از روشهاي زير است !؟
انگيزه هاي خودخواهانه در اين رابطه را بررسي كنيد:
1- انگيزه هاي زيستي و براي حفظ بقاء: انگيزه اي ناخودآگاه و تحميلي ميباشد كه بدون تفكر صورت ميگيرد. غرايز خود را كنترل كنيد.
2- نوه آوردن براي والدين: مختص افرادي است كه استقلال فكري نداشته و كماكان نيازمند تاييد از سوي والدين خود ميباشند. بهتر است براي خودتان زندگي كنيد.
3- دوست داشتن بچه:نمودي از خودخواهي انسانهاست. عوض آن كودكي را به فرزند خواندگي بپذيريد. و يا معلم كودكان گرديد.
4- به تصور برتر بودن ميخواهند ژنهاي خود را منتقل كنند: نمودي از خود بزرگ بيني مفرط. اگر تصور ميكنيد انسان باهوش و مهمي مي باشيد اعمال بزرگ را خودتان به انجام رسانيد و آن را به نسل آينده خود واگذار نكنيد.
5- منبع درآمد و كمك خرج خانه: استخدام ارزانترين كارگر. استفاده ابزاري از فرزندان.
6- كسي باشد كه در دوران سالخوردگي عصاي دستشان باشد: اين طرز تفكر ترس از پيري را آشكار ميسازد. نگرش والدين سوء استفاده گر و خودخواه به فرزندانشان.
7- بارداري و زايمان از تجارب زندگي هستند: بهتر است از اين تجارب خودخواهانه صرفنظر كرده و از ساير تجارب زندگي لذت ببريد.
8- بدون فرزند اركان خانوداه سست ميگردد: نشانگر عدم امنيت اجتماعي در فرد است. بهتر است با ارتباطات دوجانبه موثر روابط خود را استحكام بخشيد.
9- جبران مشكلات كودكي: اين افراد آرزوها و تخيلات سركوب شده خود را با بچه دار شدن و با برآورده ساختن تمام نيازهاي فرزندشان (در واقع نيازهاي كودكي خودشان) تسكين ميبخشند. در واقع قصد دارند الگوي يك پدر و يا مادر خوب را به جامعه و اطرافيان خود نشان دهند.
10- افتخار آفريني كاذب: اين گونه افراد فرزندان خود را مجاب ميكنند تا به دانشگاه رفته و مدرك تخصصي دريافت كنند و يا به ورزش و يا فعاليت دلخواه خودشان بپردازند و مايه مباهات آنان گردند. مختص افراد بي كفايت كه خود قادر به انجام كاري نيستند.
11- زنده نگه داشتن نام خانوادگي: و يا ترس از انقراض نسل. يك نوع تفكر ساده لوحانه و متكبرانه.
12- كنجكاوي از ظاهر و چهره فرزند: ميخواهند بدانند فرزندشان چه شكلي خواهد بود. خود شيفتگي وخودخواهي محض. و عدم رضايت از خود.
13- دستورات مذهبي و قومي: در واقع اطاعت بدون انديشه از اصول تعصب آميز، نژاد پرستانه و نامعقول ميباشد.
14- همسرم خواهان بچه است: تحكيم رابطه و ترس از دست دادن همسر. بهتر است با افزايش اعتماد بنفس خود با آن غلبه كنيد. استفاده ابزاري از فرزند.
15- مي خواهيم مانند ديگران باشيم: نوعي شرطي سازي فرهنگي. عدم اعتماد بنفس و عزت نفس. ترس از طرد شدن.
16- مادر شدن آرزوي هر زنيست: تسليم افكار عمومي شدن. براي مادر شدن نياز به بچه دار شدن نيست كودكان بي سرپرست بسياري منتظر مهر مادرانه شما هستند.
17- تبعيض جنسيت: برخي خواهان پسر و برخي خواهان دختر ميباشند. نشان از استفاده ابزاري از فرزندان براي دستيابي به آرزوها و پيروي از فرهنگ و آداب وسنن متحجرانه. بهتر است قدر دان افرادي كه در حال حاظر در كنارتان هستند باشيد.
18- ساعت بيولوژيكي زنان: در سن 30 تا 40 سالگي ميل جنسي در زنان افزايش مي يابد. اما برقراري رابطه جنسي حتما نبايد به حاملگي منجر گردد.
19- بي دليل: افراد بسياري وجود دارند كه هيچ دليلي براي بچه دار شدن ندارند تنها مانند چارپايان توليد مثل ميكنند.
20- بارداريهاي ناخواسته و برنامه ريزي نشده: سهل انگاري در استفاده از وسايل جلوگيري كننده از بارداري به علت استفاده نادرست از آنها و يا استفاده نكردن به دلايل گوناگون همچون لذت بيشتر. در كشورهاي توسعه يافته سالانه 28 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 50 درصد آنها نا خواسته بوده و 26 درصد آنها به سقط جنين مي انجامد. در كشورهاي در حال توسعه سالانه 182 ميليون حاملگي روي ميدهد كه 40 درصد آنها ناخواسته بوده و 20 درصد آنها به سقط جنين منجر ميگردد.
يك نسل كشي پنهان و فرزنداني كه بي دليل زاده شده اند. محصول ناخواسته رابطه جنسي.
21- ترس از انگ نازابودن: اينگونه افراد به صرف اينكه بارور بودن خود را به اثبات برسانند بچه دار ميشوند. نشانه اعتماد بنفس پايين و رفتار منفعلانه.
22- بچه نمك زندگي است: براي مقابله با زندگي يكنواخت و كسالت بار خودشان. كودكان ابزار سرگرمي نيستند.
23- القاء حس بزرگ شدن: مانند افرادي كه تصور مي كنند چون سيگار مي كشند ديگر بزرگ شده و در جرگه بزرگسالان جاي گرفته اند.
اين روزها سرم خيلي شلوغ است ! اصلا فكر نمي كردم كه درسهاي فوق ليسانس اينقدر مشكل و وقت گير باشد ! اما مي خواهم هر طور شده نوشتنم را ادامه بدهم !
مسئله اي كه تحت اختيار و توانايي من نيست مدتي است كه ذهنم را به شدت مشغول كرده و تا حلش نكنم آزاد نمي شوم فكر مي كنم به همين دليل است كه با ديدن عكس زير ! اولين احساسم اين بود كه دختري دارد زير فشار له مي شود و قسمت بالاي آن هم به جاي حس رهايي و آزادي ، حس سرگرداني و گيجي و گمشدگي را به من داد ! به هر حال ممنون از اينكه لطف كرديد و احساستان را نوشتيد !
راستي عيد همگي مبارك !!!

اين عكس چه احساسي در شما ايجاد مي كند ؟

شب ، خسته از سر كار برگشته اي و كنترل تلويزيون ميهني را در دست مي گيري تا برنامهاي اين تلويزيون نجيب !(اصطلاحي كه شهيدي فر ، مجري مردم ايران سلام بكار مي برد )را ببيني و خستگي ات را بگيري !! ساعت از 8 گذشته و حلقه سبز با نام حاتمي كيا پخش ميشود ! موضوعش اهداي عضو بيماران مرگ مغزي به بيماران نيازمند است و روح سرگردان يك معلول مرگ مغزي شده عاشق يك خانم دكتر جوان شده و او را مجبور كرده است كه دنبال موردي مناسب براي قلب اهداييش بگردد! و اي ن دكتر چيزي نمانده كه ديوانه شود و…!
سريال ساعت 10 شبكه اول سيما نيز كه سه بار در هفته شبها و سه بار در روزبعد تكرارش پخش مي شود(در مجموع 6 روز از 7 روز هفته ) نيز داستان خانم دكتري است كه با روح سرگردان يك دختر ارتباط دارد و با او حرف مي زند و در حالي كه رحمي براي بچه دار شدن اجاره كرده است ، روز به روز اين توهمش گسترده تر مي شود و…!
شبكه 5 هم در آخر شب سريال تكراري داستانهاي باور نكردني را دارد كه در آن شما داستانهاي كوتاهي را ميبينيد و بايد در آخر قضاوت كنيد كه اين داستانها حقيقي بوده و يا تخيلي و جالب اينكه اغلب اوقات تخيلها عين واقعيتند و اتفاق افتاده اند !
به موارد بالا سريال هر شب ماه رمضان را هم اضافه كنيد كه دكتري بر طبق اظهارات يك روح و يا توهم جراحي مغز مي كند !
من نمي گويم كه ماورا بايد موضوعي باشد تابو و دست نيافتني ولي به نظرم يورش ناگهاني كارگردانان ايراني به ساخت فيلمها و سريالهاي ماورايي باعث شده كه روان رنجور اكثر مردم (كه بر طبق آمار وزارت بهداشت نيمي از مردم بيماري رواني دارند ) مورد هجومي ناگهاني قرار گيرد . طبع آزمايي كارگردانان در رويكردهايي اينچنيني قبول ، ولي تبعات اين قضيه و نبود نگرش تدويني و زمان بندي درست در پخش باعث تاثير بدي روي روان خواهد شد .
سالها پيش كه من به عنوان داوطلب در بيمارستان كار مي كردم ، دختري به بيماري عجيب و سختي دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال كمي از خون خانواده اش به او بود .
او فقط يك برادر 5 ساله داشت . دكتر بيمارستان با برادر كوچك دختر صحبت كرد . پسرك از دكتر پرسيد : آيا در اين صورت خواهرم زنده خواهد ماند ؟دكتر جواب داد : بله و پسرك قبول كرد .
پسرك را كنار تخت خواهرش خوابانديم و لوله هايي تزريق را به بدنش وصل كرديم ، پسرك به خواهرش نگاه كرد و لبخندي زد و در حالي كه خون از بدنش خارج مي شد به دكتر گفت : آيا من به بهشت مي روم ؟
پسرك فكر ميكرد كه قرار است تمام خون بدنش را به خواهرش بدهند !
پ . ن : داستان از نويسنده اي ناشناس است !


آخرين نظرات