
من كارهاي زياد و بي ربطي كردم كه از ديدگاه خودم خيلي هم به هم مربوطند ! يكي از آنها يادگرفتن دوره هاي آرايشگري بود ! در كلاس وقتي فهميدن كه من انسان شناسي خوندم ، خيلي تعجب كردن كه اينجا چي كار مي كنم ؟ !!
اما من اومده بودم كه كاربردهاي درسم را در هنر هم پيدا كنم و اين اتفاق هم افتاد چون يك روز يك مشتري براي كوتاهي موهايش آمده بود و مدل درخواستي ، كرنلي بود ! مدل مردانه ويا آلماني ( اين اسماشه ) اما اين خانم جمجمه خاصي داشت !
ژان بلومنباخ جمجمه ها رابه سه دسته تقسيم ميكند : جمجمه مربع شكل ، جمجمه دراز ، جمجه به هم فشرده .
ولي اين خانوم علي رغم بدن چاق و تنومندش ،جمجمه اي بسيار كوچك داشت و با مدلي كه درخواست مي كرد بيشتر اين تناقض به چشم مي خورد و تقريبا تبديل به يك كارتون مي شد ! براي همين من مدل قارچي را كه باعث مي شود سر كمي بزرگتر به چشم بيايد برايش زدم ! وقتي كارم تموم شد اون خانوم شروع كرد به داد و بيداد كه چرا موهام اين شكلي شده و من اين مدلي نخواسته بودم و …
مربي مان براي رضايت مشتري ازش خواست كه بنشيند و او دوباره برايش كوتاه كند اما چون وقت نداشت مجبور شد برود و گفت كه فردا براي اصلاح خراب كاري من حتما مياد و ديگر سرش را به دست افراد تازه كار نمي دهد و بعد با كلي اخم و تخم رفت !
فردا صبح كه خانوم ناراضي برگشت برايم شيريني گرفته بود و نمي دونست كه با چه زبوني از من تشكر كنه !!!!!!!
علت اين بود كه همسر اين خانوم با ديدن موهايش ابراز احساسات زيادي كرده بود و گفته بود كه هيچ وقت اينقدر زيبا نشده بوده و چقدر بهش مياد و …
من آرايشگر حرفه اي نبودم !هنر من انسانشناسي بود و اينكه عيب جمجمه اين خانوم را تشخيص داده بودم و از هنر براي رفع اين عيب كمك گرفته بودم !


9 comments
Comments feed for this article
نوامبر 25, 2007 در 8:19 ق.ظ
رضا عظیمی
مهرنوش جان ، اینکه انسان شناسی خوندی خیلی خوبه ، یعنی دمت گرم که نرفتی مکانیک بخونی ، بازشما دخترا بتونین جرئت کنین و برین طرف این جور رشته ها …اینکه دوست داری به خودت ثابت کنی که این چیزایی که تو دانشگاه ها یاد میدن خیلی به درد آدم می خوره هم قابل تقدیره و البته قابل درک .. اما عزیز نگاه کردن به کله یه نفر و تشخیص اینکه چه جور مدلی بش میاد فکر نکنم زیاد احتیاجی به علم جمجمه شناسی داشته باشه. البته می دونم خیلیا IQ لازم برای این کار رو ندارن اما فکر نمی کنم به پس زمینه مطالعاتی خاصی احتیاج باشه ، معلومه اونی که هیکلش گندس کلش کوچیک بهتره موهاشو پرپشت تر جلوه بده تا اینکه بچسبونه به کف سرش.
جون مادرت این کامنت رو یه ضد حال فرض نکن.
نوامبر 25, 2007 در 10:27 ق.ظ
تورج ناخدا
کاملا با شما مو افقم خو د م که در کار های ساختمانی کار می کنم بسیاری از او قات از قو ه تخیل که در نو شتن بهر ه می بر م استفاده کر ده ام
نوامبر 25, 2007 در 10:27 ق.ظ
تورج ناخدا
و نتیجه بسیار فو ق العاد ه بو د ه
نوامبر 25, 2007 در 8:01 ب.ظ
پونی
به شما میگن حکیم
یعنی کسیکه بتونه از علمش استفاده کنه
مخالف حکیم عالمه
نوامبر 25, 2007 در 10:07 ب.ظ
شیخ الشیوخ
پس یک لطفی بکنید برای ما هم نسخه ای بپیچید!!!!!
(( تنها مزاح نمودیم!!!))
نوامبر 26, 2007 در 1:28 ب.ظ
علیرضا
مرسی که سر زدی
فیلم رو که دیدی منتظر نظرت هستم
فعلا
نوامبر 26, 2007 در 10:12 ب.ظ
endlesslove43
بسیار عالی و دوست داشتنی بود .
فکر می کنم خیلی کار خوبیه که انسان خیلی از مهارت ها را داشته باشد ، به هر حال شاعران بزرگ ما در این رابطه شعر های بسیاری سروده اند:
به عنوان مثال یکی از بزرگان (یعنی نمی دانم شعر از برای چه کسی می باشد) فرموده اند:
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد
البته این شعر یک مقدار فاصله دارد با موضوع ولی نگاه های ما مشکل دارد همیشه به دنبال ربط دادن همه چیز به هم می باشیم قافل از این که الزامی نیست که همیشه تمام موارد به هم ربط داشته باشند ( یک چیزی به مانند زمینش کجه)
نوامبر 26, 2007 در 10:18 ب.ظ
endlesslove43
بزرگی جز به دانایی مپندار بیاموز آنچه نشناسی تو زنهار
چو خواهی که نامت رود در جهان مکن نام نیک بزرگان نهان
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
همیشه موفق و سربلند باشید و پیروز
نوامبر 30, 2007 در 1:10 ب.ظ
شکوفه
خیلی عالی بود کارتون-