بي حاصل بود
همه آن جستجوها
براي يافتن نشاني از جاده وداعت
همه آن پرس و جو ها
براي پيدا كردن ردي از انعكاس كلامت
تو
در شب چشمهايم
گم شده بودي ….

مهرنوش محتشمي
ذهن خاكستري
دست نوشته ها ، دلمشغوليها و يادداشتهاي شخصي مهرنوش محتشمي
نوامبر 7, 2007 in آرزو, احساس, اندوه, بغض, تفكر, توهم, ذهن خاكستري, سفر, سكوت, شخصي, شعر, عكس, غم, كابوس, مرگ, مهرنوش محتشمي, گناه
بي حاصل بود
همه آن جستجوها
براي يافتن نشاني از جاده وداعت
همه آن پرس و جو ها
براي پيدا كردن ردي از انعكاس كلامت
تو
در شب چشمهايم
گم شده بودي ….

مهرنوش محتشمي
| sajjad در عكسهايي خاطره انگيز از گوگوش… | |
| پونی در ناکجاآباد | |
| zolaledez در ناکجاآباد | |
| نیلوفر در روزی سبز خواهم شد، می دانم… | |
| Anonymous در خواب خوش با فنگ شويي ! | |
| کاتالیزگر در امواج بی اعتمادی | |
| کاتالیزگر در روزی سبز خواهم شد ، می دانم… | |
| کاتالیزگر در زیر نقاب لبخندها | |
| کاتالیزگر در مگر چقدر عمر می کنیم ؟ | |
| کاتالیزگر در مگر چقدر عمر می کنیم ؟ | |
| Calabros در ناکجاآباد | |
| مهدي جهانديده در ناکجاآباد | |
| مهرنوش دوپور در درمانی برای همه الام روحی | |
| مهرنوش دوپور در روزی سبز خواهم شد ، می دانم… | |
| مهرنوش دوپور در روزی سبز خواهم شد ، می دانم… |

4 comments
Comments feed for this article
نوامبر 7, 2007 روی 1:54 ب.ظ
mrkhalili
نوامبر 7, 2007 روی 6:12 ب.ظ
alon1985
سلام
صد غم هست اما همدلي نيست
و گر يك همدم باشد غمي نيست
(اخوان ثالث)
نوامبر 8, 2007 روی 8:46 ق.ظ
شکوفه
خانم محتشمی او مطلب رو منتشر کردم- با عنوان “یک قصه قدیمی”- میتونید برش دارید. سپاسگزارم.
نوامبر 8, 2007 روی 7:22 ب.ظ
modir
نه دیگر نمی گویم …
شاید سخاوت تو بیشتر از من بود .
تو دیگر لوله ی کاغذ هایت را باز کرده ای .
این بار به تو تبریک می گویم .
شاید روزی من هم …
شاید.
موفق باشید خانم محتشمی