بعد از شهردار شدن آقاي قاليباف شاهد تغييرات خوبي در شهرمان بوديم و وقتي كه سطلهاي زباله در معابر نصب شد و جمع آوري زباله به شكلي مكانيزه در آمد ، فكر كرديم كه مشكلات فراوان مربوط به زباله پايان يافته است . اما در اشتباه بوديم!!
اين سطلها بعد از گذشتن چند وقت تبديل شده اند به مركز عفونت و بوي نامطبوع . اول فكر ميكردم كه به علت اين است كه بسياري از افراد آشغالهاي خود را در نايلون نمي ريزند اما ديروز صحنه اي ديدم كه متوجه شدم هزينه كردن براي كيسه زباله هم بي فايده است ! پسري نوجوان را ديدم كه با چرخ دستي كه آرم تفكيك و بازيافت زباله شهرداري هم رويش بود در كنار سطلها مي ايستاد و تا جايي كه قدش به او اجازه مي داد خم مي شد و كيسه هاي زباله را پاره مي كرد و آشغالها را بيرون مي ريخت و نايلون را برمي داشت !!!
تازه يك چيز جالب هم با كمي فضولي فهميدم و آن هم اينكه اين سطلها بايد هر هفته شسته و تمييز شوند ولي گويا پيمانكار اني كه اين كار را در اختيار خود گرفتند ، آنرا مدتها به تعويق انداخته اند و اين هم چيزي نيست جز يكي از عوارض اندك عدم نظارت بر طرحهاي شهرداري !!


10 comments
Comments feed for this article
اکتبر 15, 2007 در 12:16 ب.ظ
hiva
هومممم ! مشکلات مشکلات ! چرا هیچ چیز خوبی تو این کشور پیدا نمی شه ها ؟!
شما رو لینک کردم.
اکتبر 15, 2007 در 3:24 ب.ظ
unclemartin
سطل هاي زباله وقتي تميز نشوند …
خودتان مي دانيد چي مي شوند
اوغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
راجع به آن پسر ، چه انتظاري داريد ؟ ايراني جماعت به دنبال سود مي رود ولو در ستاره ثريا باشد .
اکتبر 15, 2007 در 3:40 ب.ظ
Tram
خیلی جاها هم از این سطلها فقط جاشون باقی مونده!
اکتبر 15, 2007 در 3:43 ب.ظ
حميدگيوی
سلام
گيجی من که اين روزها به اوج رسيده است. ببخشيد.
من که گفته بودم همه دعوتند. وای که شما خانمها چقدر ناز داريد. چشـــم.
من همينجا رسما از شما دعوت ( خواهش ؛ تمنا ؛ التماس ؛ جون هر کی دوست داری ؛ تو رو خدا ؛ به خاطر من ؛ اين تن بميره و .. ) به عمل مياورم که به بازی پته ريزون ادامه بدين. خوشحال ميشيم (هستيم ) که شما ما رو دوست ميدونين.
اکتبر 15, 2007 در 6:58 ب.ظ
پونی
باید زیر ظرف سوراخی بزارن تا آبش تخلیه شه
البته بهتر بود اصلا مشبک میساختنش تا بهتر هوا بخوره
خوبه به فکر شهرتونین
گهگاهی سر بزنین
خوشحالم لینکم کردی
اکتبر 15, 2007 در 7:22 ب.ظ
mychamber
ما جیمون درسته که این درست باشه؟
اکتبر 15, 2007 در 8:33 ب.ظ
modir
مشكل اينجاست كه مردم فكر كردن حالا كه اين سطلا رو گذاشتن ديگه هر وقت آشغالا رو بريزن توش اشكال نداره . و يه چيز ديگه در مورد مطلبي كه در مورد سريال اغما گفته بوديد : اين بيمارستان وجود خارجي نداره پس حالت تبليغ منتفي مي شه .
راستي شما از كجا فهميديد استعدادم پرورش داده نشده ؟
يا حق
اکتبر 18, 2007 در 11:56 ق.ظ
آناهیتا دانشور
خسته نباشید میگیم به شهرداری محترم و پیمانکاران پرکار!
اکتبر 21, 2007 در 11:05 ق.ظ
شبستان
ما اینجا از این قرتی بازیها نداریم! هموجو میندازیم دم در هموجو هم میان ور میدارن!
شما اول متن مینویسین بعد عکس پیدا میکنین یا اول عکس پیدا میکنین بعد متن مینویسین؟!!! (اصلا چه فرقی میکنه؟!)
می 28, 2008 در 11:16 ق.ظ
شهاب
سلام ازنگاهت پيداست اتفاقات دوروبرت را با دقت ميبيني از عكسي كه با درب قديمي انداخته اي وعكسهاي قديمي ديگر پيداست كه به گذشته ات وفاداري واز مطلبي كه درباره زباله نوشته اي پيداست كه نسبت مسائل روزمره بي تفاوت نيستي!ذهن خاكستري شما ستودني است…..