
بالاخره اولين باران پاييزي باريد !
در پاييز است كه مي توان عاشق شد ، دنبال چتري مشترك گشت و دستاني براي گرم شدن .
و باز هم در پاييز است كه مي توان زير بارانش گريست و دستان تنهاي يخ زده را براي اندكي گرم شدن به هم ساييد .
و فقط در پاييز است كه مي توان در خزان فصل عاشقي ، چون برگي چروكيده از شاخه فرو ريخت !


14 comments
Comments feed for this article
اکتبر 9, 2007 روی 9:03 ق.ظ
تورج ناخدا
من هموار ه از نو شته های شما لذ ت می بر م اما این پست شما فو ق العاد ه بو د
اکتبر 9, 2007 روی 9:33 ق.ظ
رضا عظيمي
من اولين روز پاييز به دنيا اومدم.. يه مهرماهيه واقعي….عاشق پاييزم..عاشق ديدن خيابوناي خيس…نم بارون …. و برام خياي جالبه هواي ابري و گرفته و نم دار كه واسه خيليا دلگير و افسرده كننده ست ، به من ارامش ميده…واقعا كه چقدر با هم ديگه فرق داريم…
ولي …ولي…ولي…..از وقتي عشقمو از دست دادم روزاي پاييزي براي من عاشق پاييز هم محزون شده… البته نه ازون حزنايي كه بقيه با رسيدن پاييز به دلشون وارد ميشه.. يه حزن عاشقانه و قشنگه…ولي خوب هر چي باشه حزنه ديگه….
حرفاي رمانتيك نمي خوام بزنم…فقط مي خوام بگم هر حسي رو كه به هر چيزي داري بستگي به اين داره كه چه اتفاقاتي واست ميافته… الان وقتي توي پارك ، نيمكتي رو كه روش نشسته بودم و نيم ساعت تمام باش تلفني حرف زدم تقريبا مي دونم كجاست و هر بار مي بينمش حالم از اين رو به اون رو ميشه.. درحالي كه قبل از اون اون نيمكت هيچ معني و مفهومي واسم نداشت… پاييزاي منم اينجوري شده..
اميدوارم پاييز شما دل انگيز باشه..نه حزن انگيز….!
اکتبر 9, 2007 روی 10:26 ق.ظ
soboone
ول فکر کردم که آرامش رو دوست داری یعنی گفتی که محبوب من آرامش
به نظر من کار اشتباهی میکنی !:)
مگه خودت آرامش داری!
در ضمن من فکر کنم یه دو سه سالی میشه لینکتون کردم ولی انگار خبری از من تو وبلاگ شما نیست!
اکتبر 9, 2007 روی 12:25 ب.ظ
حميدگيوی
.
اکتبر 9, 2007 روی 4:38 ب.ظ
Atousa
مثل همیشه قشنگ و با احساس. مرسی گلم.
اکتبر 9, 2007 روی 5:53 ب.ظ
شیخ الشیوخ
وفقط پاییز است که می تواند عاشقانی را از هم جدا کند
چون من و معشوقم
باور نداری پست جدیدم را بخون
اکتبر 9, 2007 روی 5:56 ب.ظ
شیخ الشیوخ
خانم محتشمی پور
من لینک خانقاه را ندیده بودم
ممنون بابت لینک
در اولین فرصت خانقاهم را با ذهن خاکستری می آرایم
اکتبر 9, 2007 روی 6:51 ب.ظ
محسن
پست شما توسط میل به من رسیده بود و من از منبع آن اطلاع نداشتم. حتما اصلاحش میکنم. ممنون از تذکرتون
اکتبر 9, 2007 روی 7:06 ب.ظ
mychamber
وای چه رمانتیکز!!
پ.ن: این ز، s جمع است
اکتبر 9, 2007 روی 8:48 ب.ظ
Keshvary
واقعا کسی نمی دونه چرا پاییز اینجوری . به نظر من هم آغاز عاشق شدنه هم خزان عاشق شدنه …
اکتبر 18, 2007 روی 3:41 ق.ظ
مهدي
سلام
پست خيلي جالبي بود
كوتاه، گويا و قشنگ
اينقدر زيبا بود كه گذاشتم تو وبلاگم
به من هم سر بزن
مرسي
باي
سپتامبر 19, 2008 روی 8:03 ق.ظ
مهتاب ( عاشق همیشگی پاییز )
من به همه ی کسانی که میگن پاییز دلگیره فقط یه جمله تقدیم می کنم : پاییز بهاریست که عاشق شده است.
سپتامبر 21, 2008 روی 5:37 ب.ظ
سونا
سلام خانم مهرنوش عزیز
یه اتفاق من رو به شما پيوند زد … از طریق سرچ تصاویر در گوگل بر روی کلمه پاییز …
ولی خیلی خوشحالم که یه اتفاق من رو به شما پیوند زد … از خوندن مطلبتون خیلی لذت بردم … با بعضی از دوستانی که کامنت گذاشته بودن موافقم و با بعضی مخالف … نمی دونم پاییز چه حسی رو به آدم منتقل می کنه که یادآور خاطرات تلخ و شیرینه گذشته است …
گاهی آدم رو خوشحال می کنه با یادآوری اونها و گاهی …
من از دسته ای هستم که بیست روز از پاییز گذشته یکی از تلخترین روزهای زندگیم برام رقم خورد و برای همینه که این فصل برام…
خیلی از اشنایی با شما و وبلاگتون خوشحال شدم و امیدوارم لبتون همیشه خندون باشه …
سپتامبر 28, 2008 روی 4:41 ب.ظ
zohre
salaaaaaaaaaaaam kheili gashang bod babte aksam mamnoooooooooon