لباس مارك دار

زيبايي ، شيك پوشي ، اهميت دادن به سر و لباس ، همه و همه عاليست ولي اتفاقي كه اين چند سال اخير براي جوانها افتاده ، گاهي حيرت زده ام مي كند . وقتي ميبينم بعضي از دوستانم درآمد حاصل از يك ماه كار كردن در محيطي نه چندان مناسب را كه با اضافه كاري به حدود دويست هزار تومان مي رسد را به راحتي در فروشگاههاي شمال شهر تبديل به يك كيف دستي مي كنند كه فروشنده آن قسم مي خورد اصل ايتاليا ست !!! اما باور كنيد كه اگر كمي جنس شناس باشيد به راحتي مي فهميد كه ساخت چين است كه زير نور چراغها و هالوژنهاي فروشگاه و در فضايي كه پول فراوان و بي دليل خرج مي شود ،‌ و با چرب زباني فروشندگان خبره به جاي اصل ايتاليا فروخته مي شود !!

بحث من آنهايي نيست كه اين پولها برايشان پولي نيست ! بحث من افراديست كه پولهاي با زحمت درآورده شان را براي اجناسي كه واقعا مارك دار نيستند خرج مي كنند تا به چه چيز برسند ! نكته همين جاست ! اينكه با هزينه سرسام آور كردن به دنبال رسيدن به چه احساسي هستيم ؟ اگر كفشمان مارك فلان را داشته باشد ( آن هم ماركي كه به طور فله اي در بازار تهران توليد و فروخته مي شود ) احساسمان نسبت به خودمان چگونه است واگر كفشي را كه دست دوز هموطنانمان در كارگاههاي توليديست بپوشيم ،‌ چه حالي داريم ؟

نمي خواهم كالاهاي داخل را توصيه كنم چراكه خودم هم به بي كيفيتي بيشترشان يقين دارم ولي فكر مي كنم كه در اين پاساژ ها پول مي دهيم تا دروغ بخريم . دروغي كه گاهي برايمان خيلي گران تمام مي شود ! نه گراني از نظر پولي ، بلكه از جهت  بزرگي  دورغي كه به آن متوسل مي شويم تا احساس اعتماد به نفس و ارزشمند بودن كنيم !!!