شما در حال مرور بایگانی ماهانهٔ اکتبر 2007 هستید.
بعد از اينهمه وقت همسايگي و نون و نمك همديگرو خوردن ، مي خواستم ازتون يه سوال كنم :
اسم وبلاگ ( ذهن خاكستري ) و تصوير آواتار من كه در زير گذاشتم شما را به ياد چه جور آدمي مي اندازد ؟
مخصوصا اسم وبلاگ به تنهايي چه احساسي را در شما بيدار مي كند ؟
برايم خيلي مهم است چون براي اين اسم يك ايده بزرگ دارم و مي خوام قبلش نظر شما را بدونم !


شايد شما هم مثل من حوصله خواندن قوانين و لوايح قانوني و يا متنهاي طولاني و پيچيده را نداشته باشيد ، براي همين من به طور خيلي خلاصه موارد لايحه حمايت از خانواده را مي نويسم :
1- مردان در صورت داشتن توانايي مالي مي توانند بدون اجازه همسر اولشان ، تجديد فراش كنند.
2- لزومي به ثبت صيغه در دفاتر رسمي و محضرها نيست .
3- به مهريه هاي بالاتر از حد متعارف (؟) در زمان عقد ماليات تعلق مي گيرد .
4- اجرت المثل و تعلق گرفتن آن حذف مي شود .
اين لايحه اسمهاي معروف ديگري به نامهاي : لايحه حمايت از مردان خانواده و يا تير خلاصي به بنياد خانواده نيز دارد .
شما هم مي توانيد اسامي پيشنهادي خود را مطرح كنيد !!
در دانشگاه آزاد ، به راحتي مي توان فاصله طبقاتي را مشاهده كرد . شايد برخي تصور كنند كه هر كس كه پولداراست به اين دانشگاه مي آيد و يا بگويد كه اگر پول ندارند مگر مجبورند كه درس بخوانند ؟
من مي گويم بله ! بسياري مجبورند كه درس بخوانند چرا كه از بندهاي ديگر موفقيت هم كاملا بي بهره اند ، يعني نه پولي دارند كه حلال مشكلاتشان و پرستيژ و آبرويشان باشد و نه پارتي دارند كه بتوانند شغل مناسبي پيدا كنند و …
پس چون هيچ چيز ندارند سعي مي كنند با هر جان كندني درس بخوانند تا حداقل مدرك داشته باشند ( هر چند كه مدرك هم ديگر اپيدمي شده ) و چون از داستان شعف انگيز سهميه بنديها با خبريم اينها به ناچار دانشگاه آزاد را عليرغم فشاري كه بهشان مي آورد انتخاب مي كنند ! و حالا مي رسيم به نمود تبعيض طبقاتي : شايد خيلي از موارد ديگر هم باشد ولي من به موارد فاحش و واضح مي پردازم :
1- صبح كساني كه وارد دانشگاه مي شوند دو دسته هستند برخي پياده و در حاليكه از بس در صف هاي وسايل حمل و نقل عمومي ايستاده اند همان اول صبح درب و داغان هستند و برخي كه با ماشينهايشان وارد پاركينگ مي شوند و فقط 40 دقيق قبل بيدار شده اند و نه سه ساعت قبل !!
2- هنگام ظهر و ناهار وقتي فيش غذا مي خرند دو دسته مي شوند : عده اي به طبقه بالا مي روند تا از غذايي كه به اسم غذاي اساتيد است و 1000 تومان است بخورند و عده اي به طبقه پايين و بوفه دانشجويي مي روند و غذاي دانشجويي 100 توماني را مي خورند !
پ.ن: من هر دو را امتحان كردم و ترجيح دادم به جاي ناهار چاي و كيك بخورم !!!

باور نمي كنيد ؟ اما من مطمئنم ! به رفتار آدمهاي اطرافتان نگاه كنيد ! گاهي آدم شگفت زده مي شود از اينهمه بي حالي !!
ممكن است يك ساعت در صف اتوبوس منتظر بمانند در حاليكه اول خط است و باجه خط نگهدار آن طرف خيابان است ولي هيچ كس حتي به طرف آن هم نمي رود تا سوالي كند و بگويد چرا اتوبوس كمكي نمي فرستد !
و هزاران مثال ديگر … در دانشگاه دوستي دارم كه هميشه آب معدني مي خورد ، البته من اينطور فكر مي كنم چون رفتارش با بقيه فرق دارد ! هميشه مي خواهد همه چيز را درست كند و بهتر كند و اعتراض كند .
گاهي با او همراه مي شوم ولي از شما چه پنهان كه در دلم مي پرسم مگر او در ايران زندگي نمي كند ؟ پس اينهمه اعتراض و سوال براي چيه ؟
واقعا چرا بعضي ها عادت نمي كنند ؟ و در واقع خدا را شكر كه بعضي ها عادت نمي كنند و…
اي كاش همه مان آب معدني خورده بوديم…

اين يك داستان نيست ! اين يك گزارش واقعي است از خانواده اي در همسايگي ما !
فقط 15 روز بود كه به اين محل اسباب كشي كرده بودند ! يك مرد و يك زن و يك پسر بچه 7 ساله ! مستاجر بودند و خانم خانه دار بوده و شوهرش كارمند . خانه اي كه اجاره كرده بودند قديمي بود ولي آنقدر خانم خانه آن را تمييز و مرتب كرده و با سليقه چيده بود كه گرماي محبت از همه جاي آن احساس مي شد اما فقط 15 روز در اين خانه زندگي كرد !!
يك روز براي كاري از خانه خارج مي شود و ديگر بر نمي گردد !!!!!!!!!!
به همين سادگي ! تا امروز 35 روز از اين حادثه مي گذرد . پليس به در خانه ها آمد و مقداري پرس و جو كرد و رفت . شوهرش به پزشكي قانوني بارها سر زده و ديگر حساب اجساد سوخته و مثله اي كه ديده از دستش در رفته !! هيچ كس از اين خانوم خبري ندارد . ممكن است دزديده شده باشد و پس از آزار و اذيت جسدش دفن و يا سوخته شده باشد ! ممكن است جايي حبس شده و توسط يك بيمار رواني مورد شكنجه قرار گرفته باشد ! ممكن است ….
شوهرش ميان گريه هايش مي گفت : بدبخت شدم . زنم سر به نيست رفت و ….
من مي ترسم . اخبار حوادث روزنامه ها انگار مال ديگران است ولي وقتي حادثه در همسايگي ات اتفاق مي افتد …
در اين يك ماهه هر وقت از خانه خارج مي شوم از خودم مي پرسم كه آيا به خانه بازخواهم گشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


آخرين نظرات