آينه

وقتي مقابل آينه مي ايستيم ، واقعا درآن چه ميبينيم ؟ بعد كه شروع به آرايش مي كنيم با توجه به چه الگويي دست به آن ميزنيم ؟ كمي رنگ به گونه ها ، برجسته تر كردن لبها ، سياهتر كردن چشمها و يا بلعكس تغيير رنگ آنها بوسيله لنز و…

چه الگوي ذهني وجود دارد كه تغييرات ما را به آن سمت مي برد ؟ اينكه بايد چه اندامي داشته باشيم ؟ چگونه لباس بپوشم ؟ چگونه خود را بياراييم ؟

چه چيز باعث مي شود كه لبهاي نازكي كه در شعرهاي قديمي از زيبايي و كوچكي آن مثال ها مي آوردند ، تبديل شود به تزريقهاي دردناك براي درشت تر كردن انها ؟ آنجلينا جولي ؟ لبهاي او الان مد است ؟

يا اگر در نقاشي هاي قديمي دقت كنيد و حتي مجسمه هايي كه مي ساختند ، زنها شكمهاي گردي داشتند كه برجسته هم بود و اينها الهه هاي زيبايي بودند و مطمئنا آن زمان اگر كسي از فرط لاغري شكمش به پشتش چسبيده بود ، نه تنها زيبا نبود بلكه بيمار و رنجور نيز شمرده مي شد . چيزي كه اكنون همه مانكنهاي ما هستند . آنها مانكن هستند و پولش را در مياورند ولي واي به حال كساني كه خود را زجر مي دهند ، رژيمهاي وحشتناك مي گيرند ، از انواع دستگاهها و شكم بند ها استفاده مي كنند و خود را مبتلا به سوء تغذيه ها و پوكي استخوانهاي لا علاجي مي كنند تا شبيه انها شوند .

براي چي ؟ فقط براي تطبيق الگوي ذهنيشان با خودشان . چرا كه زيبا و مقبول بودن معيارهايي دارد كه طبق مد تعيين مي شود . چيزي خارج از دسترس ماست كه تعيين مي كند كه امسال لباسمان بايد چه رنگي باشد و يا چه عمل جراحي بايد انجام دهيم .

حتي در كابوسهايم هم نمي ديدم كه روزي رفتن مكرر به اتاق عمل وانجام جراحي هاي زيبايي مد شود !

باز هم خواهم نوشت !