
چند روز بود كه از شدت اضطراب نمي توانستم بخوابم . آنقدر به خودم فشار آورده بودم كه خود را بي تفاوت نشان دهم كه احساس خفگي مي كردم . آخر حقي هم نداشتم . من فقط سه هفته درس خوانده بودم . رشته ام را تغيير داده بودم و با جزوه هاي امانتي دوستم ، كمي ور رفته بودم . همين ! پس نبايد توقعي براي قبول شدن از خودم مي داشتم .
به تدريج آنقدر اميدم را از دست داده بودم كه وقتي امروز صبح همسرم خبر قبولي ام را داد ، او را متهم به دروغ گويي كردم و تا خودم در اينترنت ، كارنامه ام را نديدم ، باور نكردم .
من كارشناسي ارشد قبول شده بودم و آن هم در رشته اي كه خودم دلم مي خواست .
از خوشحالي نمي دانستم چه كار كنم . مدتها بود كه اينقدر احساس شعف نكرده بودم . بالاخره اين هم يك خبر خوش بعد از آنهمه بغض و اندوه !!


9 comments
Comments feed for this article
سپتامبر 3, 2007 روی 5:38 ب.ظ
مجازاتگر
مبارك باشه ؛ اميدوارم در هر رشته اي كه قبول شدهايد موفق و پيروز باشيد. قبواي در امتحانات هميشه منوط به “خر خواني” يا رفتن به كلاسهاي فوق برنامه نيست ، آيتم هاي ديگري نيز دخالت دارند. فكر ميكنم رشته ادبيات قبول شده ايد ؟!
مثل هميشه موفق و پيروز باشيد.
سپتامبر 3, 2007 روی 6:10 ب.ظ
شبستان
حیوونی شوهرت! دلم براش سوخت…
سپتامبر 3, 2007 روی 6:33 ب.ظ
آناهیتا دانشور
تبریک می گم
سپتامبر 3, 2007 روی 7:51 ب.ظ
بامداد
تبریک بهت میگم. چه احساس خوبی باید داشته باشی!
سپتامبر 3, 2007 روی 7:52 ب.ظ
modir
تبريك و صد تبريك . واقعا اين از اون خبراس كه وقتي به آدم بدن حداقل يه ماه مي تونه باش كيف كنه . واقعا كار مشكليه قبول شدن در كنكور ارشد . اونم با اين درس خوندني كه شما گفتيد . خوش به حالتون . براي من هم دعا كنيد شش ماه ديگه هم نوبت منه . نمي دونم چرا خوندنم نمي ياد .
سپتامبر 3, 2007 روی 8:41 ب.ظ
آتوسا
مبارکه خانووووووووووووووم. موفق باشی. ضمنا تو اصلا خاکستری نیستی. مطمئنم.
سپتامبر 4, 2007 روی 7:25 ق.ظ
شرقیترین ستاره
مهرنوش عزیزم ……………..1 دنیا بابت خوشحالیت خوشحالم……………امیدوارم هر روز سبز تر از دیروز ببینمت………………
سپتامبر 4, 2007 روی 9:28 ق.ظ
بابک
مبارکهههههههههه
تبریک می گم مهرنوش خانوم
ایشالا همیشه موفق باشید
در ضمن ممنون از بازدیدتون از وبلاگم.
سپتامبر 4, 2007 روی 1:49 ب.ظ
تورج عاطف
, دوست بزرگو ار م من نیز تبر یک می گو یم امر و ز من نیز سبز بو د م و چو ن شما تو لدی دیگر داشتم تبر یک