
اتاق من در بالاترين طبقه برج بود .جايي نزديك به آسمان
دلم گرفته بود . ناگهان بادبادكي را ديدم
چطور يك بادبادك با دنباله اي كاغذي توانسته بود تا اين بالا بيايد ؟
عجيب بود
پنجره را باز كردم . اگر كمي خم مي شدم دستم به بادبادك مي رسيد
ولي فكر كنم زيادي خم شدم
و بعد رها
مثل بادبادك با دنباله اي كاغذي …
مهرنوش محتشمي


10 comments
Comments feed for this article
سپتامبر 2, 2007 روی 7:06 ق.ظ
lord13
جدا” زیبا است
به نظر من این خیلی تفسیر جالبی خواهد داشت
شاید فصل جدیدی آغاز شده است
سپتامبر 2, 2007 روی 9:20 ق.ظ
آناهیتا دانشور
سلام
مرسی برای فید
حالا با خیال راحت مطالب رو می خونیم.
این مطلبتون هم مثل همیشه زیبا بود
سپتامبر 2, 2007 روی 11:09 ق.ظ
تورج عاطف
کاش با باد هم قسم می شدیم که تنها به گلهای محمدی بو ز یم تا جهان پر از عطر حضو رش شو د
کاش با آب هم قسم می شدیم که همه اشکهای د نیا را می شستیم
کاش با خاک هم قسم می شد یم که همه در د ها و نامرادیها را در خو د دفن کنیم
کاش با آتش هم قسم می دیم که در شو ق و نه در حر ت بسو زد
تورج عاطف 12/6/1386
سپتامبر 2, 2007 روی 4:19 ب.ظ
بامداد
شعر نوشتی! از تحریم خارج شدی؟ خیلی لدت بردم از شعرت.
مهرنوش یه نکته ای رو باید در نظر داشته باشی:
توی متنت شما از حرف “کاف” و “یا” عربی استفاده میکنی یعنی “ك” و “ي”
بهتره که برای اینکه متنت کاملا استاندارد فارسی باشه از حروف فارسی استفاده کنی یعنی “ک” و “ی”
در این زمینه گناهکار نوشته خوبی داره. میتونی به صفحه فارسی را درست بنویسیم در وبلاگ من هم مراجعه کنی. به هر حال فارسی کردن صفحه کلید کار سادهای هست. اگر راهنمایی خواستی بهم بگو، خوشحال میشم کمکی کنم.
چرا اینو بهت میگم؟
چون دلم میخواد اگه کسی توی گوگل نوشت “شعر” و “بادبادک” شعر تو براش بیاد. اما اینطوری که الان هست، شعر تو پیدا نمیشه. و این حیفه.
سپتامبر 2, 2007 روی 4:43 ب.ظ
مجازاتگر
اشعارتان مثل هميشه زيباست.
البته در اين پست ، مطلب “تورج عاطف” نيز بسيار به دل نشست.
فكر مي كنم اين گونه اشعار از ديدگاه هركس برداشت متفاوت و جالبي داشته باشد.
نتيجه گيري كميك : پنجره اتاق كودكانتان را نرده كشي كنيد.
سپتامبر 2, 2007 روی 6:10 ب.ظ
sepidar
salam
merci ke be man sar zadi
in sherha az adamaye mokhtalefe
shaeraye marof va na shenakhteh
meghdare kami ham az khodame
khosh halam ke khoshet omade
moafafgh bashi
سپتامبر 2, 2007 روی 10:20 ب.ظ
سماع
سلام
با یک شعر با نام عشق به روزم …
حضور سبزتان مایه ی افتخار است…
یا علی .
سپتامبر 3, 2007 روی 8:41 ق.ظ
Yngwie
سلام مهرنوش جان
وبلاگ زیبای شما را دیدم و البته بیشتر نوشته های بخش روانشناسی شما را دوست داشتم
به شما لینک دادم
پاینده باشید
سپتامبر 3, 2007 روی 6:24 ب.ظ
parissa
be yek bazi da`vat $odi …
سپتامبر 4, 2007 روی 7:27 ق.ظ
شرقیترین ستاره
بعضی وقتا شده با یک آدمی که ندیدی احساس نزدیکی زیادی کنی؟گاهی فکر میکنم بهت نزدیکم…………….