
گاهي بايد دلمان به حال خودمان بسوزد . گاهي فكر كنيم كه ما هم انسانيم . نياز به توجه ،استراحت و گاهي حتي قربون صدقه داريم . چقدر سرمان را به ديوار مي كوبيم ! خودمان خونين و مالين مي شويم و بس !
مثل بوكسوري كه ديگر تواني ندارد و فقط در رينگ مانده و مشت مي خورد و…
بايد از رينگ بيرون بياييم . صورت تب دارمان را بشوييم . آب خنكي بنوشيم . كمي به ديوار تكيه دهيم . كفشهايمان را بكنيم . به تصوير خودمان در آينه براي يكبار هم كه شده لبخند بزنيم و خودمان را هر شكلي كه هستيم و هر اسمي كه داريم و هر شغلي كه داريم و هر جاي اين كره خاكي زندگي مي كنيم ، دوست بداريم .
بايد دلمان براي خودمان بسوزد …


5 comments
Comments feed for this article
آگوست 22, 2007 در 8:30 ق.ظ
تورج عاطف
آی گفتی خانم محتشمی و اقعا در سته یک مجالی بر ای نفس کشیدن لختی برای یک لبخند و ز مانی بر ای یک از خو د بی خو د شدن و…عکس فو ق العاده قشنگی بود
آگوست 22, 2007 در 10:03 ق.ظ
keshvary
اگه تو ایران هستید : خرید داره ولی مساله شیپینگو ولی نمیدونم به ایران بفرستن یا نه .
اگه خارج از ایران هستید : خرید داره و بهتره به منبع مراجعه کنید . ممنون از توجهتون به وبلاگم .
آگوست 22, 2007 در 1:41 ب.ظ
آتوسا
لینکتو گذاشتم دوست من.
آگوست 22, 2007 در 7:05 ب.ظ
شبستان
درسته! باید به جای دیوار سرمون رو بکوبیم به بالشت!
آگوست 22, 2007 در 8:40 ب.ظ
شیخ الشیوخ
افسوس که واقیت داشت ودروغ نیست!!!